خبر خراسان جنوبی

از محراب مسجد تا میدان مبارزه؛ روایت زندگی شهید طلبه «اسداللهی»

از محراب مسجد تا میدان مبارزه؛ روایت زندگی شهید طلبه «اسداللهی»
📌 شهید هادی اسداللهی، روحانی مبارزی از دیار خراسان جنوبی بود که رسالت طلبگی را در منبر و تبلیغ خلاصه نکرد و خدمت به محرومان و حضور در میدان‌های دفاع از انقلاب را وظیفه خود می‌دانست؛ طلبه‌ای که از روستای چک نوزاد تا حوزه علمیه قم و از سنگر روشنگری تا جب...
شهید هادی اسداللهی، روحانی مبارزی از دیار خراسان جنوبی بود که رسالت طلبگی را در منبر و تبلیغ خلاصه نکرد و خدمت به محرومان و حضور در میدان‌های دفاع از انقلاب را وظیفه خود می‌دانست؛ طلبه‌ای که از روستای چک نوزاد تا حوزه علمیه قم و از سنگر روشنگری تا جبهه‌های نبرد پیش رفت و سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۶۳ به دست گروه‌های ضدانقلاب به شهادت رسید تا آخرین درس زندگی‌اش، ایستادگی در راه حق و خدمت به مردم باشد. خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- بعضی انسان‌ها تمام عمر خود را در جست‌وجوی راهی برای خدمت به دیگران سپری می‌کنند؛ برای آنان علم، تنها آموختن نیست و ایمان، تنها در کلمات و مناسک خلاصه نمی‌شود. زندگی‌شان را وقف روشنگری، دستگیری از محرومان و ایستادگی در برابر ظلم می‌کنند؛ حتی اگر این مسیر به بهای جانشان تمام شود. در میان صفحات تاریخ انقلاب اسلامی، نام مردانی به چشم می‌خورد که هم لباس روحانیت بر تن داشتند و هم در میدان‌های مبارزه و دفاع از آرمان‌های انقلاب حضوری بی‌ادعا داشتند. شهید هادی اسداللهی یکی از همین مردان است؛ روحانی مبارزی از دیار خراسان جنوبی که از روستای چک نوزاد برخاست، مسیر آموختن علوم دینی را در بیرجند و قم دنبال کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رسالت تبلیغ دین و همراهی با رزمندگان را در جبهه‌های نبرد ادامه داد. او با وجود فرصت زندگی و فعالیت در شهرهای بزرگ، دل در گرو خدمت به مردم محروم زادگاهش داشت و سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۶۳، در جریان درگیری با گروه‌های ضدانقلاب، به شهادت رسید. از روستای چک نوزاد تا مدرسه علمیه معصومیه بیرجند هادی اسداللهی دوم آبان سال ۱۳۳۵ در روستای چک نوزاد از توابع شهرستان درمیان دیده به جهان گشود. پدرش علی، کشاورز بود و در کنار مادرش آهو خانم، دوران کودکی را در محیطی ساده و سرشار از محبت خانوادگی سپری کرد. روزهای نخست زندگی او در روستا گذشت؛ جایی که با وجود محدودیت‌های امکانات آموزشی، تحصیلات ابتدایی خود را دنبال کرد و تا پایان این دوره به تحصیل پرداخت. اما علاقه به فراگیری علوم دینی از همان سال‌های نوجوانی در وجودش شکل گرفته بود و مسیر آینده‌اش را به سوی حوزه‌های علمیه تغییر داد. پس از پایان دوره ابتدایی، راهی بیرجند شد و در مدرسه علمیه معصومیه به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. پنج سال از عمر خود را در این حوزه صرف آموختن معارف اسلامی کرد و برای تکمیل دانش دینی، عازم شهر مقدس قم شد. چهار سال حضور در حوزه علمیه قم و بهره‌مندی از محضر استادان این حوزه، بخش دیگری از مسیر علمی شهید اسداللهی را رقم زد. او تحصیلات حوزوی خود را تا مراحل عالی ادامه داد و در کنار آموختن علوم دینی، به دنبال یافتن راهی برای به‌کارگیری این آموخته‌ها در خدمت به جامعه بود. روحانی مبارزی که در روزهای انقلاب سکوت نکرد با اوج‌گیری مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی، هادی اسداللهی نیز در صف مبارزان انقلاب قرار گرفت. منبرهای او تنها محل بیان مباحث دینی نبود، بلکه فرصتی برای آگاهی‌بخشی به مردم و افشای ظلم و ستم رژیم شاهنشاهی به شمار می‌رفت. او در سخنرانی‌های خود با صراحت از فجایع رژیم پهلوی انتقاد می‌کرد و در مسیر روشنگری و دفاع از حق، بارها با برخورد مأموران حکومتی مواجه شد. بازداشت و ضرب‌وشتم نیز نتوانست او را از ادامه فعالیت‌های انقلابی بازدارد. یکی از روایت‌های ماندگار از مبارزات او به روزهای پرالتهاب انقلاب بازمی‌گردد؛ زمانی که برای چاپ تعداد زیادی تصویر از امام خمینی(ره) به عکاسی مراجعه کرد. برای آنکه عکاس متوجه موضوع نشود، نام آیت‌الله سیداحمد خوانساری را در پایین تصاویر درج کرد و به این ترتیب توانست تصاویر امام را چاپ و میان مردم توزیع کند. این روحانی جوان با وجود فشارها و تهدیدها، از بیان حقیقت دست نکشید و تلاش کرد با آگاهی‌بخشی، سهمی در پیشبرد نهضت اسلامی داشته باشد. همراهی با برادر در جبهه؛ ادامه راه حتی پس از شهادت جواد با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، میدان دیگری برای حضور و مجاهدت شهید اسداللهی فراهم شد. او به همراه برادر کوچک‌ترش، جواد اسداللهی، عازم جبهه‌های نبرد شد و پس از حدود سه ماه حضور در مناطق عملیاتی، به عقب بازگشت؛ اما این بازگشت پایان راه نبود و پس از مدتی بار دیگر راهی جبهه شد. سال ۱۳۶۰ برای خانواده اسداللهی سالی تلخ و فراموش‌نشدنی بود؛ چراکه برادر کوچک‌ترش جواد در راه دفاع از میهن به شهادت رسید. با این حال، شهادت برادر نیز نتوانست هادی را از ادامه مسیر بازدارد. او همچنان حضور در جبهه را وظیفه خود می‌دانست و با انگیزه‌ای استوار به فعالیت‌های تبلیغی و مبارزاتی ادامه داد. شهید اسداللهی در جبهه تنها یک رزمنده نبود؛ او در کنار حضور در میدان مبارزه، مسئولیت تبلیغ معارف اسلامی را نیز بر عهده داشت. با بیان گرم و سخنان اثرگذار خود، به تقویت روحیه رزمندگان کمک می‌کرد و تلاش داشت در روزهای دشوار جنگ، چراغ امید و ایمان را در دل آنان روشن نگه دارد. خدمت به محرومان؛ ویژگی برجسته یک روحانی مردمی آنچه در زندگی شهید هادی اسداللهی جلوه ویژه‌ای دارد، توجه مستمر او به مردم محروم و نیازمندان است. با وجود اینکه پس از سال‌ها تحصیل در بیرجند و قم، فرصت فعالیت در شهرهای بزرگ برایش فراهم بود، ترجیح می‌داد در کنار مردم زادگاهش بماند و برای رفع نیازها و مشکلات آنان تلاش کند. او شخصیتی صبور، آرام و مهربان داشت و مشکلات زندگی نتوانسته بود اراده‌اش را در مسیر مبارزه با ظلم سست کند. رسیدگی به خانواده، کمک در امور زندگی و دعوت خواهران و برادران به انجام کارهای خیر، بخشی از ویژگی‌های اخلاقی او بود. در روایت‌های نقل‌شده از خانواده شهید، بر پایبندی او به صداقت، دوری از غیبت و توجه به احوال مردم تأکید شده است. هر زمان که از جبهه به روستا بازمی‌گشت، سراغ اهالی را می‌گرفت و از وضعیت زندگی آنان جویا می‌شد. هادی اسداللهی معتقد بود رسالت یک روحانی تنها به بیان آموزه‌های دینی محدود نمی‌شود، بلکه باید در میدان عمل نیز در کنار مردم، به‌ویژه محرومان، حضور داشته باشد. همین روحیه خدمتگزاری، او را به چهره‌ای مردمی تبدیل کرده بود که میان مسئولیت تبلیغی و وظیفه اجتماعی خود فاصله‌ای قائل نبود. از دره افشین تا مزار دره شیخان بیرجند؛ پایان یک زندگی و آغاز حیات جاودان سرانجام پس از سال‌ها مجاهدت در مسیر انقلاب اسلامی و حضور در جبهه‌های نبرد، هادی اسداللهی در ۲۸ مرداد ۱۳۶۳ در منطقه دره افشین، هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب، بر اثر اصابت گلوله به ناحیه گردن به شهادت رسید. او هنگام شهادت ۲۷ سال، ۱۰ ماه و ۶ روز داشت؛ مردی متأهل که در سال ۱۳۵۷ ازدواج کرده و صاحب دو پسر و دو دختر شده بود و خانواده‌ای را به یادگار گذاشت که باید با داغ فراق او روزگار می‌گذراندند. پیکر مطهر این شهید روحانی بنا بر وصیتش در مزار شهدای باقریه بیرجند به خاک سپرده شده است. اما آنچه از زندگی این روحانی شهید همچنان برای نسل امروز پیام دارد، تنها چگونگی شهادت او نیست؛ بلکه مسیری است که از یک روستای محروم آغاز شد و با تحصیل، مبارزه، تبلیغ دین، خدمت به مردم و ایستادگی در برابر گروه‌های ضدانقلاب ادامه یافت. شهید اسداللهی در وصیت‌نامه خود نیز بر عدالت‌خواهی، عمل صالح و یاری رساندن به محرومان تأکید کرده و نوشته است: «برای خدا حرکت خود را سریع‌تر کنید که محرومان برای نجات خود به وسیله شما لحظه‌شماری می‌کنند.» این جمله، چکیده‌ای از نگاه او به مسئولیت انسان در برابر جامعه است؛ نگاهی که خدمت به مردم را از شعار فراتر می‌برد و آن را به وظیفه‌ای همیشگی تبدیل می‌کند. هادی اسداللهی رفت، اما راهی را به یادگار گذاشت که در آن ایمان با عمل، دانش با مسئولیت و مبارزه با خدمت به محرومان گره خورده است؛ راهی که نام او را در حافظه مردم خراسان جنوبی و تاریخ شهدای روحانی این سرزمین ماندگار کرده است. خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- بعضی انسان‌ها تمام عمر خود را در جست‌وجوی راهی برای خدمت به دیگران سپری می‌کنند؛ برای آنان علم، تنها آموختن نیست و ایمان، تنها در کلمات و مناسک خلاصه نمی‌شود. زندگی‌شان را وقف روشنگری، دستگیری از محرومان و ایستادگی در برابر ظلم می‌کنند؛ حتی اگر این مسیر به بهای جانشان تمام شود. در میان صفحات تاریخ انقلاب اسلامی، نام مردانی به چشم می‌خورد که هم لباس روحانیت بر تن داشتند و هم در میدان‌های مبارزه و دفاع از آرمان‌های انقلاب حضوری بی‌ادعا داشتند. شهید هادی اسداللهی یکی از همین مردان است؛ روحانی مبارزی از دیار خراسان جنوبی که از روستای چک نوزاد برخاست، مسیر آموختن علوم دینی را در بیرجند و قم دنبال کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رسالت تبلیغ دین و همراهی با رزمندگان را در جبهه‌های نبرد ادامه داد. او با وجود فرصت زندگی و فعالیت در شهرهای بزرگ، دل در گرو خدمت به مردم محروم زادگاهش داشت و سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۶۳، در جریان درگیری با گروه‌های ضدانقلاب، به شهادت رسید. از روستای چک نوزاد تا مدرسه علمیه معصومیه بیرجند هادی اسداللهی دوم آبان سال ۱۳۳۵ در روستای چک نوزاد از توابع شهرستان درمیان دیده به جهان گشود. پدرش علی، کشاورز بود و در کنار مادرش آهو خانم، دوران کودکی را در محیطی ساده و سرشار از محبت خانوادگی سپری کرد. روزهای نخست زندگی او در روستا گذشت؛ جایی که با وجود محدودیت‌های امکانات آموزشی، تحصیلات ابتدایی خود را دنبال کرد و تا پایان این دوره به تحصیل پرداخت. اما علاقه به فراگیری علوم دینی از همان سال‌های نوجوانی در وجودش شکل گرفته بود و مسیر آینده‌اش را به سوی حوزه‌های علمیه تغییر داد. پس از پایان دوره ابتدایی، راهی بیرجند شد و در مدرسه علمیه معصومیه به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. پنج سال از عمر خود را در این حوزه صرف آموختن معارف اسلامی کرد و برای تکمیل دانش دینی، عازم شهر مقدس قم شد. چهار سال حضور در حوزه علمیه قم و بهره‌مندی از محضر استادان این حوزه، بخش دیگری از مسیر علمی شهید اسداللهی را رقم زد. او تحصیلات حوزوی خود را تا مراحل عالی ادامه داد و در کنار آموختن علوم دینی، به دنبال یافتن راهی برای به‌کارگیری این آموخته‌ها در خدمت به جامعه بود. روحانی مبارزی که در روزهای انقلاب سکوت نکرد با اوج‌گیری مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی، هادی اسداللهی نیز در صف مبارزان انقلاب قرار گرفت. منبرهای او تنها محل بیان مباحث دینی نبود، بلکه فرصتی برای آگاهی‌بخشی به مردم و افشای ظلم و ستم رژیم شاهنشاهی به شمار می‌رفت. او در سخنرانی‌های خود با صراحت از فجایع رژیم پهلوی انتقاد می‌کرد و در مسیر روشنگری و دفاع از حق، بارها با برخورد مأموران حکومتی مواجه شد. بازداشت و ضرب‌وشتم نیز نتوانست او را از ادامه فعالیت‌های انقلابی بازدارد. یکی از روایت‌های ماندگار از مبارزات او به روزهای پرالتهاب انقلاب بازمی‌گردد؛ زمانی که برای چاپ تعداد زیادی تصویر از امام خمینی(ره) به عکاسی مراجعه کرد. برای آنکه عکاس متوجه موضوع نشود، نام آیت‌الله سیداحمد خوانساری را در پایین تصاویر درج کرد و به این ترتیب توانست تصاویر امام را چاپ و میان مردم توزیع کند. این روحانی جوان با وجود فشارها و تهدیدها، از بیان حقیقت دست نکشید و تلاش کرد با آگاهی‌بخشی، سهمی در پیشبرد نهضت اسلامی داشته باشد. همراهی با برادر در جبهه؛ ادامه راه حتی پس از شهادت جواد با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، میدان دیگری برای حضور و مجاهدت شهید اسداللهی فراهم شد. او به همراه برادر کوچک‌ترش، جواد اسداللهی، عازم جبهه‌های نبرد شد و پس از حدود سه ماه حضور در مناطق عملیاتی، به عقب بازگشت؛ اما این بازگشت پایان راه نبود و پس از مدتی بار دیگر راهی جبهه شد. سال ۱۳۶۰ برای خانواده اسداللهی سالی تلخ و فراموش‌نشدنی بود؛ چراکه برادر کوچک‌ترش جواد در راه دفاع از میهن به شهادت رسید. با این حال، شهادت برادر نیز نتوانست هادی را از ادامه مسیر بازدارد. او همچنان حضور در جبهه را وظیفه خود می‌دانست و با انگیزه‌ای استوار به فعالیت‌های تبلیغی و مبارزاتی ادامه داد. شهید اسداللهی در جبهه تنها یک رزمنده نبود؛ او در کنار حضور در میدان مبارزه، مسئولیت تبلیغ معارف اسلامی را نیز بر عهده داشت. با بیان گرم و سخنان اثرگذار خود، به تقویت روحیه رزمندگان کمک می‌کرد و تلاش داشت در روزهای دشوار جنگ، چراغ امید و ایمان را در دل آنان روشن نگه دارد. خدمت به محرومان؛ ویژگی برجسته یک روحانی مردمی آنچه در زندگی شهید هادی اسداللهی جلوه ویژه‌ای دارد، توجه مستمر او به مردم محروم و نیازمندان است. با وجود اینکه پس از سال‌ها تحصیل در بیرجند و قم، فرصت فعالیت در شهرهای بزرگ برایش فراهم بود، ترجیح می‌داد در کنار مردم زادگاهش بماند و برای رفع نیازها و مشکلات آنان تلاش کند. او شخصیتی صبور، آرام و مهربان داشت و مشکلات زندگی نتوانسته بود اراده‌اش را در مسیر مبارزه با ظلم سست کند. رسیدگی به خانواده، کمک در امور زندگی و دعوت خواهران و برادران به انجام کارهای خیر، بخشی از ویژگی‌های اخلاقی او بود. در روایت‌های نقل‌شده از خانواده شهید، بر پایبندی او به صداقت، دوری از غیبت و توجه به احوال مردم تأکید شده است. هر زمان که از جبهه به روستا بازمی‌گشت، سراغ اهالی را می‌گرفت و از وضعیت زندگی آنان جویا می‌شد. هادی اسداللهی معتقد بود رسالت یک روحانی تنها به بیان آموزه‌های دینی محدود نمی‌شود، بلکه باید در میدان عمل نیز در کنار مردم، به‌ویژه محرومان، حضور داشته باشد. همین روحیه خدمتگزاری، او را به چهره‌ای مردمی تبدیل کرده بود که میان مسئولیت تبلیغی و وظیفه اجتماعی خود فاصله‌ای قائل نبود. از دره افشین تا مزار دره شیخان بیرجند؛ پایان یک زندگی و آغاز حیات جاودان سرانجام پس از سال‌ها مجاهدت در مسیر انقلاب اسلامی و حضور در جبهه‌های نبرد، هادی اسداللهی در ۲۸ مرداد ۱۳۶۳ در منطقه دره افشین، هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب، بر اثر اصابت گلوله به ناحیه گردن به شهادت رسید. او هنگام شهادت ۲۷ سال، ۱۰ ماه و ۶ روز داشت؛ مردی متأهل که در سال ۱۳۵۷ ازدواج کرده و صاحب دو پسر و دو دختر شده بود و خانواده‌ای را به یادگار گذاشت که باید با داغ فراق او روزگار می‌گذراندند. پیکر مطهر این شهید روحانی بنا بر وصیتش در مزار شهدای باقریه بیرجند به خاک سپرده شده است. اما آنچه از زندگی این روحانی شهید همچنان برای نسل امروز پیام دارد، تنها چگونگی شهادت او نیست؛ بلکه مسیری است که از یک روستای محروم آغاز شد و با تحصیل، مبارزه، تبلیغ دین، خدمت به مردم و ایستادگی در برابر گروه‌های ضدانقلاب ادامه یافت. شهید اسداللهی در وصیت‌نامه خود نیز بر عدالت‌خواهی، عمل صالح و یاری رساندن به محرومان تأکید کرده و نوشته است: «برای خدا حرکت خود را سریع‌تر کنید که محرومان برای نجات خود به وسیله شما لحظه‌شماری می‌کنند.» این جمله، چکیده‌ای از نگاه او به مسئولیت انسان در برابر جامعه است؛ نگاهی که خدمت به مردم را از شعار فراتر می‌برد و آن را به وظیفه‌ای همیشگی تبدیل می‌کند. هادی اسداللهی رفت، اما راهی را به یادگار گذاشت که در آن ایمان با عمل، دانش با مسئولیت و مبارزه با خدمت به محرومان گره خورده است؛ راهی که نام او را در حافظه مردم خراسان جنوبی و تاریخ شهدای روحانی این سرزمین ماندگار کرده است.
📡 منبع: خبرگزاری شبستان خراسان جنوبی
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/05 - 12:00

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.