ثروتی که هر روز دود میشود؛ روزی ۲.۷ میلیون بشکه نفت
📌 زمستانها دارد سختتر میشود و هر بار مصرف مردم را نشانه میگیرند. این در حالی است که در بازار انرژی سالی ۱ میلیارد بشکه نفت هدر میرود. پس از آسیبهایی که جنگ ۴۰ روزه به بخش گاز وارد کرد و در شرایطی که کشور همچنان با محاصره دریایی روبهروست، صحبت از...
زمستانها دارد سختتر میشود و هر بار مصرف مردم را نشانه میگیرند. این در حالی است که در بازار انرژی سالی ۱ میلیارد بشکه نفت هدر میرود. پس از آسیبهایی که جنگ ۴۰ روزه به بخش گاز وارد کرد و در شرایطی که کشور همچنان با محاصره دریایی روبهروست، صحبت از احتمال قطع گاز در ۱۱ استان به میان آمده است. مسئولان هم از مردم میخواهند مصرفشان را پایین بیاورند. صرفهجویی خانگی مهم است، اما وقتی از مردم خواسته میشود درجه بخاری را پایین بیاورند، بد نیست همزمان بپرسیم: در مسیر تولید تا مصرف، چه بلایی سر این همه انرژی آمده است؟ فرض کنید یک دیگ بزرگ گاز داریم که قرار است خانهها را گرم کند، برق بسازد و چرخ کارخانهها را بچرخاند. حالا قبل از آنکه این گاز به مقصد برسد، بخشی از آن در نیروگاهها به گرما تبدیل میشود و از دست میرود، بخشی در مسیر انتقال ناپدید میشود و بخشی هم کنار چاههای نفت میسوزد. وقتی نوبت به مصرفکننده میرسد، دیگر آنقدر که باید و شاید انرژی باقی نمانده است. این تصویر، خلاصه یکی از بخشهای مهم سند «سیمای بهرهوری ایران ۱۴۰۴» است؛ گزارشی که سراغ اتلاف انرژی در کشور رفته و به یک عدد تکاندهنده رسیده: سالانه بیش از یک میلیارد بشکه معادل نفت خام در زنجیره تأمین انرژی ایران هدر میرود. اگر صادرات نفت ایران را روزی ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت (سناریوی معقول) در نظر بگیریم این عدد دوبرابر صادرات نفت در هر سال می شود. یعنی مسئله فقط این نیست که مردم در خانهها چقدر گاز مصرف میکنند؛ مسئله این است که پیش از رسیدن گاز به خانه، چه مقدار از آن را در مسیر از دست میدهیم. به گزارش زومان، شاید عجیبترین بخش ماجرا نیروگاهها باشند. طبق گزارش سازمان ملی بهرهوری، بازده متوسط نیروگاههای حرارتی ایران حدود ۳۳ تا ۳۷ درصد است. به زبان ساده، اگر ۱۰۰ واحد گاز وارد چنین نیروگاهی شود، فقط حدود ۳۳ تا ۳۷ واحد آن به برق تبدیل میشود. باقی انرژی عمدتاً به شکل گرما از دست میرود. یعنی نیروگاه برای تولید برق، گاز زیادی میسوزاند، اما بخش بزرگی از انرژی آن به برق قابل استفاده تبدیل نمیشود. این اتلاف فقط یک مشکل فنی در گوشهای از صنعت برق نیست. همان گازی که میتوانست برای گرم کردن خانهها یا روشن نگه داشتن کارخانهها استفاده شود، در فرایند تولید برق هدر میرود. یکی از راههایی که گزارش به آن اشاره میکند، تبدیل نیروگاههای گازی قدیمی به نیروگاههای سیکل ترکیبی است. در این روش، از گرمای خروجی توربین گازی برای تولید بخار و چرخاندن توربین دیگری استفاده میشود؛ یعنی از انرژیای که قبلاً دور ریخته میشد، دوباره برق میگیرند. این کار بدون آنکه به همان نسبت سوخت بیشتری مصرف شود، برق بیشتری تولید میکند. اما نیروگاه تنها ایستگاه پراتلاف این مسیر نیست. شبکه انتقال گاز هم با فرسودگی تجهیزات، مصرف بالای گاز در ایستگاههای تقویت فشار و نشتی روبهروست. «گازهای گمشده»ای که بهدلیل نشتی، خطای اندازهگیری یا انشعابهای غیرمجاز، در حسابوکتاب شبکه بهدرستی ثبت نمیشود. یک جای دیگر هم هست که دیدنش سخت است: مشعلهای بزرگی که در میدانهای نفتی روشناند. وقتی نفت از زمین بیرون میآید، گاز همراه آن هم از چاه خارج میشود. این گاز میتواند جمعآوری شود و به مصرف برسد؛ مثلاً به شبکه تزریق شود یا خوراک صنایع باشد. اما اگر تجهیزات و سرمایهگذاری لازم برای جمعآوری آن فراهم نباشد، گاز میسوزد و دودش به هوا میرود. این فقط از دست رفتن یک سوخت نیست. گازی که میتوانست به تولید و درآمد تبدیل شود، بیاستفاده میسوزد و همزمان آلودگی هم ایجاد میکند. در پالایشگاهها نیز بخشی از انرژی صرف گرم نگه داشتن تجهیزات و فرایندهای داخلی میشود؛ آن هم در شرایطی که با نوسازی کورهها و بازیافت گرما میتوان بخشی از این مصرف را کاهش داد. در نهایت، برق هم در مسیر رسیدن به خانه و کارخانه تلف میشود. سیمها و ترانسهای فرسوده و مشکلات شبکه توزیع، بخشی از برقی را که تولید شده، پیش از رسیدن به مصرفکننده از بین میبرند. البته گزارش سهم این بخش را در مقایسه با اتلاف نیروگاهها کوچکتر میداند؛ اما همین تلفات هم به شبکهای فشار میآورد که باید پاسخگوی تقاضای خانهها و صنایع باشد. این حرفها به این معنا نیست که مصرف خانگی اهمیتی ندارد یا هرکس میتواند بدون توجه به شرایط، گاز بیشتری بسوزاند. در زمستانی که احتمال محدودیت گاز مطرح است، کمتر مصرف کردن میتواند به عبور از روزهای سرد کمک کند. اما اگر تمام بحث به بستن شیر بخاری و پایین آوردن دمای خانه خلاصه شود، بخش بزرگی از مسئله از چشم دور میماند. گزارش سیمای بهرهوری، بخش مهمی از اتلاف را در بخشهایی از زنجیره تولید، تبدیل و انتقال انرژی میبیند؛ جایی که نیروگاه فرسوده است، تجهیزات انتقال نشتی دارند، گاز همراه نفت جمعآوری نمیشود و پالایشگاهها گرمای زیادی را از دست میدهند. این بخشها با توصیه به مردم برای کمتر مصرف کردن اصلاح نمیشوند. به سرمایهگذاری، نوسازی تجهیزات، اندازهگیری دقیق و مدیریتی نیاز دارند که مسئولیت کل مسیر انرژی را بپذیرد، نه فقط یک تکه از آن را. البته عدد یک میلیارد بشکه معادل نفت خام، برآورد کل اتلاف مستقیم و غیرمستقیم در زنجیره انرژی است؛ نه اینکه بتوان همه آن را یکجا و بهسادگی به گاز قابلمصرف تبدیل کرد. اما همین برآورد نشان میدهد پیش از آنکه از مردم بخواهیم در مصرفشان تجدیدنظر کنند، باید به آنچه در تأسیسات و شبکههای کشور هدر میرود هم نگاه کنیم. زمستان امسال ممکن است از مردم بخواهد کمتر گاز بسوزانند. اما پرسش مهمتر برای سالهای بعد این است: چه زمانی قرار است خودِ زنجیره انرژی هم یاد بگیرد کمتر هدر بدهد؟ شاید این بهینهسازی با وجود تحریم ممکن نباشد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/03 - 12:30
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/03 - 12:30

نظرات (0)