معصومه ابتکار یا خواهر مری ماجرای گروگانگیری آمریکایی ها، بدترین مادرشوهر ایران شده است!
📌 انتشار روایتهای تازه درباره خانواده معصومه ابتکار فرصتی است برای اینکه جامعه ایرانی بار دیگر به واقعه تسخیر سفارت آمریکا از زاویهای متفاوت نگاه کند؛ نه فقط از زاویه شعارهای سال ۱۳۵۸، بلکه از زاویه پیامدهای آن در زندگی نسلهای بعد. برترینها: تسخیر ...
انتشار روایتهای تازه درباره خانواده معصومه ابتکار فرصتی است برای اینکه جامعه ایرانی بار دیگر به واقعه تسخیر سفارت آمریکا از زاویهای متفاوت نگاه کند؛ نه فقط از زاویه شعارهای سال ۱۳۵۸، بلکه از زاویه پیامدهای آن در زندگی نسلهای بعد. برترینها: تسخیر سفارت آمریکا در ابتدای انقلاب ایران، که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی از آن با عنوان «تسخیر لانه جاسوسی» یاد میشود، یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین اتفاقات تاریخ جمهوری اسلامی است؛ اتفاقی که در روزهای نخست، به نظر بسیاری از مردم اقدامی مثبت تلقی میشد، چرا که آمریکا را متهم به دخالتهای منفی در امور ایران میکردند. اما با گذشت زمان، نگاه بخشهایی از جامعه به آن اتفاق تغییر کرد و واکنشهای منفی نسبت به اقدامی شکل گرفت که رابطه ایران و آمریکا را برای دههها، و تا همین امروز، تحت تأثیر قرار داده است. بیشتر بخوانید: در میان چهرههای شناختهشده آن ماجرا، نام معصومه ابتکار بیش از دیگران مطرح است. ابتکار که در آن زمان به دلیل تسلط به زبان انگلیسی در میان دانشجویان پیرو خط امام نقش مترجم و سپس سخنگوی آنان را برعهده داشت، بعدها نیز در عرصه سیاسی جمهوری اسلامی به یکی از چهرههای شناختهشده جریان اصلاحطلب تبدیل شد. او در دولت محمد خاتمی معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بود و در دولتهای بعدی نیز مسئولیتهای مهمی برعهده گرفت. در سالهای بعد، بارها این پرسش مطرح شد که آیا نقش ابتکار در ماجرای سفارت صرفاً به ترجمه محدود بوده است یا فراتر از آن. خود ابتکار نیز در روایتهای مختلف، از نقش خود بهعنوان مترجم و سخنگوی دانشجویان سخن گفته است. در مقابل، ویدئوها و روایتهایی از آن دوران در فضای عمومی بازنشر شده که منتقدان برای استناد به نقش فعالتر او در ماجرای گروگانگیری به آنها اشاره میکنند. در یکی از این روایتها، از او درباره آمادگی برای استفاده از سلاح علیه آمریکاییها پرسیده میشود و پاسخ مثبت منتسب به او، بار دیگر این بحث را در افکار عمومی زنده کرده است. اما ماجرای معصومه ابتکار فقط به گذشته ختم نمیشود. سالهاست که حضور پسر او، عیسی هاشمی، در آمریکا و برخورداری او از اقامت این کشور، به موضوعی برای پرسش و انتقاد تبدیل شده است. خود ابتکار در سالهای گذشته در پاسخ به پرسشهایی درباره حضور پسرش در آمریکا گفته بود که او از طریق ویزای دانشجویی به آمریکا رفته است. اکنون اما این موضوع وارد مرحله تازهای شده است. مریم طهماسبی در فروردین ۱۴۰۵، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد اقامت دائم عیسی هاشمی، همسرش مریم طهماسبی و فرزندشان لغو شده و هر سه نفر توسط مأموران فدرال بازداشت شدهاند تا روند اخراج آنها از آمریکا انجام شود. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این خانواده در سال ۲۰۱۴ وارد آمریکا شده بودند و در سال ۲۰۱۶ اقامت دائم دریافت کرده بودند. این اتفاق زمانی جنجالیتر شد که مریم طهماسبی، عروس معصومه ابتکار، درباره زندگی خود در آمریکا سخن گفت و توضیح داد که هدف آنها این بوده که فرزندشان «زندگی عادی» داشته باشد و خود او و همسرش نیز به کار و تدریس ادامه دهند. همین نقطه است که یک تناقض قدیمی دوباره در افکار عمومی مطرح میشود: چگونه ممکن است کسی که نامش با یکی از مهمترین و ضدآمریکاییترین وقایع تاریخ جمهوری اسلامی گره خورده، خانوادهای داشته باشد که زندگی، تحصیل و آینده خود را در آمریکا دنبال کنند؟ این پرسش البته جدید نیست. سالها پیش نیز منتقدان از این میپرسیدند که اگر آمریکا کشوری متخاصم و دشمن جمهوری اسلامی است، چرا فرزند برخی از مسئولان و چهرههای سیاسی جمهوری اسلامی در همان کشور تحصیل یا زندگی میکند. درباره عیسی هاشمی نیز همین پرسش بارها از معصومه ابتکار مطرح شده بود و او حضور پسرش در آمریکا را در چارچوب تحصیل و زندگی شخصی او توضیح داده بود. از سوی دیگر، نام سید محمد هاشمی، همسر معصومه ابتکار، نیز طی سالهای گذشته در بحثهای مربوط به واردات بنزین و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با نفت و گاز مطرح شده است؛ اتهاماتی که البته از سوی خود او و ابتکار رد شدهاند. بنابراین آنچه امروز دوباره توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده، صرفاً لغو گرینکارت یک خانواده نیست؛ مسئله، بازگشت یک سؤال قدیمی درباره دوگانگی میان شعار و سبک زندگی است. اصلاحطلبان سالها تلاش کردهاند خود را بهعنوان جریانی مصلح، عقلگرا، واقعبین، حامی زندگی و طرفدار تعامل با جهان معرفی کنند. اما از سوی دیگر، منتقدان میگویند در میان برخی از چهرههای همین جریان، رفتارهایی دیده شده که با شعارهای سیاسی آنان فاصله دارد؛ از جمله همین پرسش که چرا فرزندان و اعضای خانواده برخی از مسئولانی که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی آمریکا را دشمن معرفی میکنند، خود در آمریکا زندگی میکنند. حالا ماجرای خانواده معصومه ابتکار بار دیگر این تناقض را در برابر افکار عمومی قرار داده است: مادری که نامش با تسخیر سفارت آمریکا و بحران گروگانگیری گره خورده و عروسی که برای ادامه زندگی خانوادهاش در آمریکا سخن میگوید. البته میان مواضع سیاسی یک فرد و انتخابهای شخصی فرزندان و اعضای خانوادهاش الزاماً رابطه مستقیم و سادهای وجود ندارد. اما وقتی یک شخصیت سیاسی خود در یکی از مهمترین وقایع ضدآمریکایی تاریخ معاصر ایران نقش داشته و سالها از آن دفاع کرده است، طبیعی است که زندگی فرزندان و خانواده او در آمریکا به موضوعی برای پرسش عمومی تبدیل شود. به همین دلیل، انتشار روایتهای تازه درباره خانواده معصومه ابتکار فرصتی است برای اینکه جامعه ایرانی بار دیگر به واقعه تسخیر سفارت آمریکا از زاویهای متفاوت نگاه کند؛ نه فقط از زاویه شعارهای سال ۱۳۵۸، بلکه از زاویه پیامدهای آن در زندگی نسلهای بعد. تسخیر سفارت آمریکا قرار بود نماد ایستادگی در برابر آمریکا باشد. اما پنج دهه بعد، یکی از چهرههای شاخص آن واقعه و خانوادهاش ناخواسته در مرکز بحثی قرار گرفتهاند که دقیقاً درباره نسبت میان آمریکاستیزی سیاسی و انتخاب آمریکا بهعنوان محل زندگی است. شاید به همین دلیل است که این ماجرا برای بخشی از جامعه فراتر از یک پرونده مهاجرتی یا لغو گرینکارت است؛ ماجرایی که بار دیگر افسانه «ما و آنها» را به چالش میکشد و این پرسش را پیش روی افکار عمومی میگذارد که اگر آمریکا برای مردم ایران «دشمن» بوده، چرا برای برخی از فرزندان همان ساختار، میتوانسته محل تحصیل، زندگی و ساختن آینده باشد؟ و شاید همین پرسش، مهمترین چیزی باشد که پرونده تازه خانواده معصومه ابتکار دوباره به بحث عمومی درباره تاریخ جمهوری اسلامی بازگردانده است.
📡 منبع: خبر فوری
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/15 - 13:01
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/15 - 13:01

نظرات (0)