نسخه نویسنده FT برای ژاپن: وقت تغییر چهره رسیده
📌 فقط ۹ درصد ژاپنیها حاضرند برای کشورشان بجنگند؛ یک مدیر بانفوذ ژاپنی میگوید کشوری که ۸۰ سال با صلح تعریف شده، حالا به بازدارندگی بیشتری نیاز دارد. تنها ۹ درصد ژاپنیها میگویند اگر کشورشان وارد جنگ شود، حاضرند برای آن بجنگند. در نظرسنجی گالوپ از ۴۵ ...
فقط ۹ درصد ژاپنیها حاضرند برای کشورشان بجنگند؛ یک مدیر بانفوذ ژاپنی میگوید کشوری که ۸۰ سال با صلح تعریف شده، حالا به بازدارندگی بیشتری نیاز دارد. تنها ۹ درصد ژاپنیها میگویند اگر کشورشان وارد جنگ شود، حاضرند برای آن بجنگند. در نظرسنجی گالوپ از ۴۵ کشور، هیچ جامعه دیگری چنین پاسخ پایینی نداده است. برای کشوری که شکست در جنگ جهانی دوم، بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی و سپس هشت دهه صلح را پشت سر گذاشته، این عدد لزوماً عجیب نیست. ژاپن پس از ۱۹۴۵ آگاهانه کشور دیگری شد. ارتش امپراتوری جای خود را به نیروهای دفاع از خود داد، امنیت تا حد زیادی بر اتحاد با آمریکا استوار شد و قدرت ژاپن بیش از میدان جنگ، در کارخانهها، تجارت، فناوری و بعدتر فرهنگ عامه دیده شد. اما جهانی که این نظم در آن شکل گرفت، دیگر همان جهان نیست.چین امروز قدرت اقتصادی و نظامی بزرگی در همسایگی ژاپن است، کره شمالی زرادخانه هستهای و موشکی دارد و در توکیو نیز بحث درباره میزان اتکای آینده به آمریکا جدیتر شده است. هشتاد و یک سال پس از پایان جنگ، پرسش برای ژاپن دیگر فقط این نیست که چگونه از تکرار گذشته جلوگیری کند؛ مسئله این است که در نظم تازه آسیا چه جایگاهی برای خود میخواهد. تاکشی نینامی، رئیس پیشین انجمن مدیران اجرایی شرکتهای ژاپن، در یادداشتی برای فایننشال تایمز پاسخ خود را در دو واژه خلاصه کرده است: «بازدارندگی و نوسازی».اما بازدارندگی در نسخه او بسیار بزرگتر از ارتش است. اولین نگرانی نینامی نه چین است و نه تعداد موشکهای ژاپن؛ جمعیت است.نیروی کار ژاپن کوچک میشود و جامعه به سرعت پیر شده است. سالها امید وجود داشت که رباتها، اتوماسیون و برتری فناورانه بتوانند بخشی از کمبود نیروی انسانی را جبران کنند. نینامی معتقد است فناوری به تنهایی از پس مسئلهای با این ابعاد برنمیآید. نسخه او برای کشوری که مهاجرت همواره موضوع حساسی در آن بوده، روشن است: ژاپن به یک سیاست مهاجرتی واقعی نیاز دارد؛ سیاستی برای جذب نیروی ماهر که به ورود کارگر ختم نشود و ادغام مهاجران در جامعه را نیز دنبال کند. پشت این پیشنهاد یک محاسبه امنیتی قرار دارد. اقتصاد ضعیف نمیتواند برای مدت طولانی ارتش قدرتمند داشته باشد. ژاپن بخش بزرگی از سه دهه گذشته را با رشد ضعیف و تورم بسیار پایین یا منفی گذراند. شرکتها و مشاغل قدیمی حفظ شدند و فشار برای ساختن صنایع تازه کمتر بود. نینامی این آرامش را امتیاز نمیبیند؛ از نظر او، ژاپن بیش از حد به حفظ آنچه دارد عادت کرده است. حتی یارانه برق و سوخت هم در این نگاه وارد بحث امنیت میشود. دولت با پرداخت یارانه میتواند افزایش قیمت انرژی را برای خانوارها قابل تحملتر کند، اما همزمان هزینه واقعی وابستگی ژاپن به انرژی وارداتی و فشار بر بودجه عمومی را از چشم مصرفکننده دور نگه میدارد. نینامی چنین سیاستی را نوعی راه فرار سیاسی میداند. پیام او برای سیاستمداران ژاپنی چندان راحت نیست: امنیت بیشتر بدون اقتصادی که توان پرداخت هزینه آن را داشته باشد، دوام نمیآورد. پایه دوم بازدارندگی دیگر چنین غیرمستقیم نیست.ژاپن باید بیشتر برای دفاع هزینه کند. نینامی از توسعه موشک و پهپاد حرف میزند و حتی احتمال زیردریاییهای هستهای را مطرح میکند. به اعتقاد او، ژاپن باید از دورهای عبور کند که سخن گفتن از افزایش قدرت نظامی، خود به خود با احساس شرمندگی از گذشته همراه میشد. این بخش از استدلال او بر حساسترین میراث سیاسی ژاپن دست میگذارد.قانون اساسی پس از جنگ، بهویژه اصل نهم آن، با هویت صلحطلب ژاپن گره خورده است. این کشور البته نیروی دفاعی قدرتمندی ساخته و اتحاد امنیتی عمیقی با آمریکا دارد، اما فاصله گرفتن از محدودیتهای سنتی سیاست دفاعی همواره بحثی سیاسی و اجتماعی بوده است. با این حال، مسیر توکیو در سالهای اخیر تغییر کرده است. دولت ژاپن افزایش توان دفاعی، موشکهای دوربردتر و همکاری نظامی گستردهتر با شرکای منطقهای را دنبال کرده و برنامه کمک امنیتی به کشورهای همسو را نیز گسترش داده است. نینامی این حرکت را باید سریعتر و عادیتر کند. استدلالش ساده است: کشوری که نتواند از خودش دفاع کند، در میز مذاکره نیز انتخابهای کمتری دارد. اما ژاپن یک دارایی دیگر دارد که نه در پایگاه نظامی نگهداری میشود و نه در بودجه دفاعی دیده میشود. برای بسیاری از مردم جهان، ژاپن پیش از آنکه یک قدرت سیاسی باشد، یک تجربه فرهنگی است. یک کودک ممکن است ژاپن را با «پوکمون» بشناسد، نوجوانی با انیمه و مانگا و فردی دیگر با بازیهای ویدئویی، غذا، طراحی یا محصولات صنعتی آن. دههها صادرات فرهنگی، تصویری از ژاپن ساخته که با تصویر بسیاری از قدرتهای بزرگ متفاوت است. انیمه، شکل شناختهشده پویانمایی ژاپنی، امروز صنعتی جهانی است. مانگا، کتابها و داستانهای مصور ژاپنی، نیز مدتهاست از مرزهای این کشور عبور کرده است. این محصولات برای توکیو فقط درآمد صادراتی ندارند؛ میلیونها نفر را با زبان، سبک زندگی و تصویری مطلوب از ژاپن آشنا کردهاند. نینامی این سرمایه را کنار کمکهای توسعهای ژاپن قرار میدهد. توکیو دههها در کشورهای آسیایی برای زیرساخت، توسعه و همکاری اقتصادی پول خرج کرده است. نتیجه فقط پل و جاده نیست؛ شبکهای از روابط و میزان قابل توجهی اعتماد به ژاپن است. تعبیر نویسنده روشن است: کشورهایی که شما را تحسین میکنند، کمتر تمایل دارند شما را تهدید کنند. این همان جایی است که تعریف بازدارندگی گستردهتر میشود. موشک میتواند هزینه حمله به ژاپن را بالا ببرد؛ فرهنگ و اعتبار میتواند تعداد کسانی را که اساساً ژاپن را تهدید میبینند، کمتر کند. توکیو برای اولی به قدرت سخت نیاز دارد و برای دومی چیزی را در اختیار دارد که طی دههها ساخته شده و به آسانی قابل خریدن نیست: اعتماد. میان این دو نوع قدرت، صنعت قرار گرفته است.در اقتصاد قرن بیستم میشد میان یک کارخانه تجاری و یک کارخانه تسلیحاتی خط نسبتاً روشنی کشید. در اقتصاد امروز این مرز بسیار کمرنگتر شده است. تراشه پیشرفته، هوش مصنوعی، ربات، حسگر و فناوریهای تولید دقیق میتوانند در کارخانه خودرو استفاده شوند و همزمان برای پهپاد، سامانه هدایت یا تجهیزات نظامی اهمیت داشته باشند. ژاپن در بسیاری از این حوزهها سابقه و ظرفیت صنعتی دارد. نینامی از شرکتهای ژاپنی میخواهد احیای صنعتی و امنیت ملی را دو پرونده جدا نبینند. این تغییر فقط به شرکتها مربوط نیست. او ممنوعیتهای خودخواسته دانشگاهها بر تحقیقات دفاعی و مقرراتی را که جابهجایی نیروی کار را دشوار کردهاند، بخشی از همان ساختار قدیمی میداند که باید تغییر کند. پس نوسازی مورد نظر او شکل مشخصی پیدا میکند: نیروی کار بیشتر، صنایع تازه، دانشگاهی که با فناوریهای دوکاربردی راحتتر کنار میآید و شرکتهایی که نقش خود را در امنیت کشور تنها به پرداخت مالیات محدود نمیکنند. هیچ بحث جدی درباره امنیت ژاپن بدون آمریکا کامل نیست.نینامی هم تردیدی در اهمیت واشنگتن ندارد و آمریکا را برای امنیت ژاپن «ضروری» میخواند. اما ضروری بودن آمریکا به معنای کافی بودن آن نیست. ژاپن طی سالهای اخیر روابط امنیتی خود را با استرالیا، هند و فیلیپین گسترش داده و کره جنوبی نیز با وجود اختلافهای تاریخی، در محاسبات امنیتی توکیو جای مهمی دارد. ایده «هند-آرام آزاد و باز» قرار است این روابط را از همکاری نظامی فراتر ببرد و اقتصاد، تجارت و زنجیرههای تأمین را نیز به آن متصل کند. اینجا هم بازدارندگی فقط با شمار ناوها اندازهگیری نمیشود. اگر زنجیره تولید تراشه، مواد اولیه، انرژی و کالاهای راهبردی چند کشور به یکدیگر متصل باشد، هزینه بیثبات کردن یکی از آنها برای دیگران نیز افزایش پیدا میکند.ائتلاف نمیتواند جلوی هر جنگی را بگیرد. اما میتواند قیمت آغاز جنگ را بالا ببرد. یک خطر در تمام این نسخه وجود دارد: ژاپن ممکن است هنگام ساختن قدرت تازه، بخشی از قدرت قدیمی خود را خراب کند. خاطره اشغال نظامی ژاپن در نیمه نخست قرن بیستم هنوز در بخشهایی از آسیا زنده است. افزایش بودجه نظامی، موشکهای دوربرد و نقش امنیتی فعالتر توکیو، به همین دلیل فقط یک تصمیم داخلی نیست؛ همسایگان هم آن را تماشا میکنند. نینامی درست در همین نقطه خط قرمز خود را میکشد. ژاپن نباید اعتمادی را که طی هشت دهه به عنوان یک کشور صلحطلب به دست آورده، قربانی بازدارندگی کند. این شاید دشوارترین بخش تغییر پیش روی توکیو باشد. ژاپن باید آنقدر قدرتمند شود که دشمن احتمالی هزینه حمله را سنگین ببیند، اما نه آنقدر تهدیدآمیز که کشورهای منطقه دوباره از خود ژاپن بترسند. موشک و انیمه در چنین تصویری دو سر یک تناقض نیستند. هر دو، به شیوه خود، بخشی از قدرت کشوری هستند که میخواهد امنیت بیشتری داشته باشد بدون آنکه هویتی را که پس از ۱۹۴۵ ساخته، کنار بگذارد و این بحث سرانجام به همان عدد کوچک ابتدای ماجرا میرسد: ۹ درصد. نینامی از ژاپنیها نمیخواهد دوباره به جامعهای نظامی تبدیل شوند. نگرانی عمیقتر او جامعهای است که به حفظ وضع موجود خو گرفته باشد؛ کشوری ثروتمند و امن که دیگر ضرورت انتخاب درباره آینده خود را احساس نکند. نسلی که پس از جنگ هزینه صلح را با محدود کردن قدرت نظامی پرداخت، تقریباً از صحنه کنار رفته است. نسل امروز با صورت دیگری از همان انتخاب روبهروست. ژاپن میتواند همچنان کشوری صلحطلب باشد، اما صلح در آسیای امروز دیگر دقیقاً همان معنایی را ندارد که در دهههای پس از ۱۹۴۵ داشت. اقتصاد باید هزینه امنیت را بدهد، صنعت باید فناوری آن را بسازد، ارتش باید توان بازدارندگی داشته باشد، فرهنگ باید اعتماد ایجاد کند و دیپلماسی باید تعداد کشورهایی را که در حفظ این نظم منفعت دارند، بیشتر کند. بحث بر سر تبدیل ژاپن به یک قدرت نظامی تازه نیست. بحث بر سر این است که یکی از موفقترین نظمهای پس از جنگ جهان، پس از هشت دهه به نقطه بازنگری رسیده است. ژاپن سال ۱۹۴۵ میدانست از چه چیزی میخواهد فاصله بگیرد. پرسش سال ۲۰۲۶ دشوارتر است: ژاپن میخواهد به چه چیزی تبدیل شود؟
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/13 - 19:00
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/13 - 19:00

نظرات (0)