خبر خراسان جنوبی

شکاف در خلیج فارس؛ چرا اعراب بر سر ایران هم‌نظر نیستند؟

شکاف در خلیج فارس؛ چرا اعراب بر سر ایران هم‌نظر نیستند؟
📌 پولتیکو می‌نویسد: اگر از بیرون به ماجرا نگاه کنیم، شاید به نظر برسد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در یک جبهه واحد ایستاده‌اند: همه خواهان پایان جنگ‌اند. اما وقتی دقیق‌تر می‌شویم، تصویر متفاوتی دیده می‌شود. این نشریه می‌گوید واقعیت این است که آن‌ها بر ...
پولتیکو می‌نویسد: اگر از بیرون به ماجرا نگاه کنیم، شاید به نظر برسد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در یک جبهه واحد ایستاده‌اند: همه خواهان پایان جنگ‌اند. اما وقتی دقیق‌تر می‌شویم، تصویر متفاوتی دیده می‌شود. این نشریه می‌گوید واقعیت این است که آن‌ها بر سر اصل پایان جنگ توافق دارند، اما بر سر این‌که این پایان دقیقاً چگونه باید رقم بخورد، هم‌نظر نیستند. یک دستیار حزب جمهوری‌خواه در همین باره گفته است: برخی کشورهای عربی بیش از بقیه با مأموریت ایالات متحده همسو هستند. در شرایطی که ایالات متحده حملات روزانه خود به ایران را ادامه می‌دهد، کشورهای عربی که خودشان نیز از حملات تلافی‌جویانه تهران آسیب دیده‌اند، تلاش می‌کنند راهی مشترک برای رسیدن به صلح پیدا کنند. اما یک مانع جدی وجود دارد: تنش‌های قدیمی و اختلافات ریشه‌دار. در هفته‌های اخیر، نشانه‌هایی از هماهنگی دیده شده است. وزرای ارشد امارات متحده عربی و عربستان سعودی برای عکسی یادگاری کنار هم ایستادند تا نشان دهند روابط در حال ترمیم است. هم‌زمان، اردن و شورای همکاری خلیج فارس (GCC) با مقامات وزارت خارجه و کنگره آمریکا دیدار کرده‌اند و شورا نیز موجی از بیانیه‌های مشترک در محکومیت حملات ایران منتشر کرده است. به گفته دیپلمات‌های عرب، مقامات فعلی و سابق آمریکا و تحلیلگران منطقه، پاسخ منفی است. اما آیا این هماهنگی به معنای اجماع واقعی است؟ هرچند همه این کشورها یک هدف مشترک دارند — باز نگه داشتن تنگه هرمز — اما مسیر رسیدن به این هدف برای همه یکسان نیست. تفاوت‌ها از همین‌جا شروع می‌شود: یک مقام عراقی که به دلیل نداشتن اجازه مصاحبه نخواست نامش فاش شود، این شکاف پنهان را این‌طور توضیح داد: شورای همکاری خلیج فارس — شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان و امارات — در سال ۱۹۸۱ و در سایه جنگ ایران و عراق تأسیس شد. اما این شورا حتی پیش از درگیری فعلی هم با اختلافات داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. حالا جنگ با ایران فقط این شکاف‌ها را آشکارتر کرده است. دیوید شنکر، مسئول امور خاورمیانه در وزارت خارجه در دولت اول ترامپ، می‌گوید: یکی از روشن‌ترین نشانه‌های این واگرایی در ماه‌های اخیر، خروج امارات از اوپک در ماه آوریل بود؛ اقدامی که دست‌کم بخشی از آن به اختلافات مرتبط با جنگ ایران مربوط می‌شد. یک دیپلمات از یک کشور عربی خارج از حوزه خلیج فارس در این‌باره گفته است: «واقعاً کشورهای دیگر، به‌ویژه عربستان را عصبانی کرد. خلیج فارس دیگر مثل قبل نخواهد بود؛ شورای همکاری از کار افتاده است.» چون شکاف میان همسایگان ایران، رسیدن به هرگونه راه‌حل دیپلماتیک یا حتی تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز را بسیار دشوارتر می‌کند. در حالی که برخی کشورها خواهان برخورد سخت‌تر با ایران هستند برخی دیگر می‌گویند اولویت فوری فقط باید باز شدن تنگه هرمز باشد. آلیسون ماینر، مدیر سابق یمن و عمان در شورای امنیت ملی، بر این باور است که کشورهای خلیج فارس می‌توانند با اروپایی‌ها برای نظارت بر تنگه همکاری کنند و هم‌زمان پکن را متقاعد کنند از نفوذ خود استفاده کند تا ایران را برای بازگشایی این آبراه تحت فشار بگذارد. در دو هفته گذشته، با تشدید بمباران‌های آمریکا، نیاز به یافتن راهی برای همکاری نیز فوری‌تر شده است. ایران در واکنش، به بحرین، کویت و اردن حمله کرده و متحدان حوثی‌اش در یمن نیز نفت‌کش‌های سعودی در دریای سرخ را هدف قرار داده‌اند. تا روز جمعه، ائتلاف به رهبری عربستان اعلام کرد که در پاسخ، به پایگاه‌های حوثی‌ها حمله کرده است. دریادار بازنشسته جان میلر، فرمانده سابق ناوگان پنجم آمریکا، معتقد است اگر شورای همکاری واقعاً متحد عمل کند، هم در دفع حملات مؤثرتر خواهد بود و هم در مذاکرات آتش‌بس آینده وزن بیشتری خواهد داشت. حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، کشورهای حاشیه خلیج فارس را شوکه کرد. اما نکته مهم این‌جاست: حملات تلافی‌جویانه سنگین ایران نه‌تنها اتحاد ایجاد نکرد، بلکه شکاف‌ها را بیشتر کرد. مایکل راتنی، سفیر سابق آمریکا در عربستان، این تفاوت مواضع را چنین توصیف می‌کند: عمان در ابتدا به دنبال مذاکره با ایران برای تعیین «عوارض عبور» در تنگه بود؛ تلاشی که ترامپ در ماه مه جلوی آن را گرفت و هشدار داد: «عمان هم باید مثل بقیه رفتار کند، وگرنه آن‌ها را هم منفجر می‌کنیم.» در سوی دیگر، گزارش شد که امارات و عربستان حملات هوایی و پهپادی به ایران انجام داده‌اند و امارات نیز پیوندهای دفاعی خود با اسرائیل را دوچندان کرده است. این اختلاف نگاه صرفاً سیاسی نیست؛ پشت آن یک واقعیت عملی هم قرار دارد: آسیب‌پذیری کشورها یکسان نیست. پس طبیعی است که وزن بحران برای همه یکسان نباشد. در کنار این مسئله، تنش‌های تاریخی هم همچنان بر فضای منطقه سایه انداخته‌اند؛ از درگیری‌های نیابتی در یمن و سودان گرفته تا محاصره قطر در سال‌های گذشته که به‌تازگی پایان یافته است. آلیسون ماینر می‌گوید سطح بی‌اعتمادی همچنان بالاست: رویترز در ماه ژوئن گزارش داد که امارات قصد دارد میلیاردها دلار پول ایران را آزاد کند، هرچند ابوظبی این موضوع را تکذیب کرد. اما شکاف فقط در خلیج فارس نیست؛ در خود آمریکا هم اختلاف نظر وجود دارد. متیو کرونیگ، مشاور سابق پنتاگون، می‌گوید: کاخ سفید به روابط با خلیج فارس و پیمان ابراهیم اهمیت می‌دهد، اما پنتاگون به‌شدت مخالف ورود به یک «جنگ ابدی» دیگر است و ترجیح می‌دهد منطقه خودش با مسائلش کنار بیاید. داگلاس سیلیمن، سفیر سابق آمریکا در عراق و کویت، نیز به یک احساس فزاینده اشاره می‌کند: در کنار درک نیاز به همکاری، نوعی «خشم علیه آمریکا» هم در حال شکل‌گیری است، چون همه طرف‌ها از وضعیت فعلی سرخورده شده‌اند. در نهایت، کشورهای خلیج فارس در حال سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌های جدیدی مانند خط لوله امارات به بندر فجیره هستند تا خود را با واقعیت «ناامن بودن هرمز» تطبیق دهند. اما آیا این راه‌حل‌ها کافی است؟ پولتیکو اینگونه به این پرسش پاسخ می‌دهد: فعلاً نه. اگر جنگ ادامه پیدا کند، حتی این پروژه‌ها هم از حملات ایران در امان نخواهند بود. نمونه‌اش حمله حوثی‌ها به نفت‌کش‌های سعودی در روز پنج‌شنبه بود؛ حمله‌ای که امنیت خط لوله‌های زمینی ریاض را هم زیر سؤال برد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/07/27 - 20:01

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.