ذخایر طلای بانکهای مرکزی رکورد نیمقرن اخیر را شکست
📌 به گزارش زومان، بانکهای مرکزی در سالهای اخیر بیسروصدا مقدار زیادی طلا خریدهاند؛ آنقدر زیاد که ذخایر رسمی طلای آنها حالا به بالاترین سطح از سال ۱۹۷۵ رسیده و دادههای شورای جهانی طلا، نشان میدهد که نهادهای رسمی اکنون بیش از ۳۶ هزار تن طلا در اخت...
به گزارش زومان، بانکهای مرکزی در سالهای اخیر بیسروصدا مقدار زیادی طلا خریدهاند؛ آنقدر زیاد که ذخایر رسمی طلای آنها حالا به بالاترین سطح از سال ۱۹۷۵ رسیده و دادههای شورای جهانی طلا، نشان میدهد که نهادهای رسمی اکنون بیش از ۳۶ هزار تن طلا در اختیار دارند. این روند بعد از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ سرعت بیشتری گرفت و طبق اعلام شورای جهانی طلا، بانکهای مرکزی در چهار سال گذشته بهطور میانگین سالانه حدود ۱۰۰۰ تن طلا خریدهاند؛ رقمی که تقریباً دو برابر میانگین دهه قبل است. همین تقاضای سنگین، یکی از عواملی موثر بر رشد قیمت جهانی طلا در سال گذشته بوده است. اما سؤال اصلی اینجاست: چرا بانکهای مرکزی، آن هم در عصر دلار، اوراق قرضه و بازارهای مالی پیچیده، دوباره اینقدر به طلای فیزیکی علاقهمند شدهاند؟ لوک هارتیگان استاد ارشد اقتصاد در دانشگاه سیدنی در این باره در نوتیسِر نوشته است: بانکهای مرکزی فقط مسئول چاپ پول یا تعیین نرخ بهره نیستند. آنها برای روزهای سخت، داراییهایی به نام «ذخایر ارزی» یا «داراییهای ذخیرهای» نگه میدارند. این ذخایر مثل پسانداز یک کشور عمل میکند. اگر ارزش پول ملی تحت فشار قرار بگیرد، بازار ارز دچار بحران شود، یا کشور برای تأمین مالی خارجی به مشکل بخورد، بانک مرکزی میتواند از این ذخایر استفاده کند. این ذخایر معمولاً شامل دلار، یورو، اوراق قرضه دولتی کشورهایی مثل آمریکا، سپردههای بانکی، اسکناس خارجی و البته طلا میشود. اما طلا چه فرقی با دلار و اوراق قرضه دارد؟ فرق مهم طلا این است که بدهی هیچ کشوری نیست. وقتی یک بانک مرکزی اوراق خزانه آمریکا میخرد، در واقع دارایی در اختیار دارد که به دولت آمریکا وابسته است. اما طلا یک دارایی فیزیکی است؛ نه بدهی دولت دیگری است، نه به سیستم بانکی یک کشور خاص وابسته است و نه برای نگهداری آن الزاماً باید به یک شبکه پرداخت خارجی تکیه کرد. به همین دلیل، طلا در زمان بحرانهای ژئوپلیتیکی و مالی برای بانکهای مرکزی جذابتر میشود. کشورها میدانند که طلا شاید سود دورهای مثل اوراق قرضه نداشته باشد، اما در شرایط پرریسک میتواند نقش یک دارایی امن را بازی کند. افزایش خرید طلا توسط بانکهای مرکزی پدیدهای جهانی است، اما همه کشورها به یک اندازه در آن نقش نداشتهاند. از سال ۲۰۰۹ به بعد، بخش بزرگ خریدها از سوی کشورهایی مانند روسیه، چین، ترکیه، هند و قزاقستان انجام شد؛ کشورهایی که در سالهای اخیر بهدنبال کاهش وابستگی به دلار بودهاند. دلیل اول روشن است: طلا در زمان بحران عملکرد خوبی دارد. در نظرسنجی سالانه شورای جهانی طلا، ۹۰ درصد بانکهای مرکزی گفتهاند عملکرد طلا در دوران بحران یکی از دلایل نگهداری آن است. دلیل دوم این است که طلا در بلندمدت بهعنوان ذخیره ارزش شناخته میشود؛ بهویژه در دورههایی که تورم بالا میرود و ارزش پولها تحت فشار قرار میگیرد. دلیل سوم هم تنوعبخشی به سبد ذخایر است؛ یعنی بانک مرکزی همه داراییهایش را در یک ارز، یک کشور یا یک بازار نگه ندارد. یکی از مهمترین دلایل افزایش علاقه بانکهای مرکزی به طلا، ترس از تحریمهای مالی است. تحریم مالی یعنی یک کشور ممکن است از دسترسی به پول، خدمات بانکی، بازارهای جهانی یا داراییهای خارجی خود محروم شود. این موضوع بعد از تجربه روسیه اهمیت بیشتری پیدا کرد. پس از الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴، روسیه خرید طلا را افزایش داد و از آن زمان بیش از هر کشور دیگری طلا خرید. اما ضربه اصلی در سال ۲۰۲۲ وارد شد؛ زمانی که روسیه از سیستم پرداخت بینالمللی سوئیفت کنار گذاشته شد و حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از داراییهای خارجی بانک مرکزی این کشور مسدود شد. این اتفاق برای بسیاری از کشورها یک پیام روشن داشت: اگر ذخایر رسمی یک کشور در خارج از مرزهایش و در سیستم مالی تحت نفوذ قدرتهای غربی نگهداری شود، در شرایط سیاسی خاص ممکن است قابل دسترس نباشد. افزایش خرید طلا را میتوان بخشی از تلاش برخی کشورها برای کاهش وابستگی به دلار دانست. دلار همچنان مهمترین ارز ذخیره جهان است، اما استفاده گسترده از تحریمهای مالی باعث شده بعضی دولتها به دنبال داراییهایی باشند که کمتر به نظام مالی آمریکا وابسته باشد. در نظرسنجی شورای جهانی طلا، حدود ۳۷ درصد بانکهای مرکزی اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه گفتهاند نگرانی از تحریمها یا انتظار تغییر در نظام پولی بینالمللی، از عوامل اثرگذار در تصمیم آنها برای نگهداری طلا بوده است. اما آیا طلا جای اوراق خزانه آمریکا را گرفته است؟ نه بهطور کامل، اما جایگاه طلا تقویت شده است. طبق پژوهش بانک مرکزی اروپا، ذخایر طلای بانکهای مرکزی اکنون حدود ۲۷ درصد از ذخایر رسمی را تشکیل میدهد، در حالی که سهم اوراق خزانه آمریکا حدود ۲۲ درصد است. البته بخشی از این تغییر به دلیل افزایش قیمت طلاست. وقتی قیمت طلا بالا میرود، ارزش ذخایر طلایی بانکهای مرکزی نیز بیشتر نشان داده میشود، حتی اگر مقدار طلای آنها تغییر چندانی نکرده باشد. با این حال، همین مقایسه نشان میدهد طلا دوباره به یکی از داراییهای کلیدی در ذخایر رسمی کشورها تبدیل شده است؛ دارایی که زمانی تصور میشد نقش آن در نظام مالی جهانی کمرنگ شده است. جالب است که چند دهه قبل، نگاه بانکهای مرکزی به طلا کاملاً متفاوت بود. در دهه ۱۹۹۰، بسیاری از بانکهای مرکزی بخش مهمی از ذخایر طلای خود را فروختند. در آن زمان، تصور غالب این بود که طلا دیگر نقش مهمی در نظام مالی بینالمللی ندارد. آیا طلا به دوران طلایی گذشته برمیگردد؟ تا زمانی که نااطمینانی اقتصادی و ریسکهای ژئوپلیتیکی بالا باشد، بانکهای مرکزی همچنان انگیزه خواهند داشت بخشی از ذخایر خود را به طلا اختصاص دهند. به زبان ساده، طلا شاید دیگر فرمانروای نظام پولی جهان نباشد، اما دوباره به یکی از مهمترین بیمهنامههای مالی کشورها تبدیل شده است؛ بیمهای در برابر بحران، تورم، تحریم و بیاعتمادی به آینده نظام پولی جهان.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/06/28 - 07:30
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/06/28 - 07:30

نظرات (0)