سهم هر ایرانی از منابع آب قابلدسترس چقدر کم شد؟
📌 به گزارش زومان، بحران آب در ایران دیگر فقط یک هشدار زیستمحیطی یا موضوعی مربوط به آینده نیست. این بحران امروز به زندگی روزمره مردم، کشاورزی، صنعت، قیمت مواد غذایی، مهاجرت، فرونشست زمین و حتی امنیت اقتصادی کشور گره خورده است. امیرحسین صادقزاده کارشنا...
به گزارش زومان، بحران آب در ایران دیگر فقط یک هشدار زیستمحیطی یا موضوعی مربوط به آینده نیست. این بحران امروز به زندگی روزمره مردم، کشاورزی، صنعت، قیمت مواد غذایی، مهاجرت، فرونشست زمین و حتی امنیت اقتصادی کشور گره خورده است. امیرحسین صادقزاده کارشناس حوزه آب و محیط زیست ستاد توسعه فناوریهای نانو و میکرو در گفتوگو با ایسنا، ریشه اصلی بحران آب ایران را «ناترازی میان عرضه و تقاضای آب» میداند؛ یعنی کشور بیش از آنچه طبیعت هر سال میتواند جبران کند، آب مصرف میکند. به زبان ساده، مشکل فقط این نیست که باران کمتر شده؛ مشکل بزرگتر این است که مصرف آب، بهویژه در کشاورزی، صنعت و شهرها، با ظرفیت واقعی منابع آبی ایران هماهنگ نیست. آیا بحران آب ایران فقط بهخاطر تغییر اقلیم است؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه شده است: خیر. تغییر اقلیم بحران را شدیدتر کرده، اما همه ماجرا نیست. به گفته صادقزاده در سالهای اخیر، الگوی بارش در ایران تغییر کرده، میانگین بارندگی کاهش یافته و دمای هوا بالا رفته است. افزایش دما یعنی تبخیر بیشتر آب از سدها، رودخانهها و منابع سطحی. از طرف دیگر، خشکسالیهای پیدرپی فشار بیشتری به سفرههای آب زیرزمینی وارد کردهاند. اما بخش مهم بحران از جایی شروع میشود که کشور سالها بیش از ظرفیت منابع آب تجدیدپذیر خود برداشت کرده است. منابع آب تجدیدپذیر همان آبی است که هر سال از طریق بارش، برف، رودخانهها و تغذیه سفرههای زیرزمینی دوباره تولید میشود. اگر مصرف از این مقدار بیشتر باشد، کشور در عمل از «پسانداز آبی» خود خرج میکند؛ درست مثل خانوادهای که هر ماه بیشتر از درآمدش هزینه میکند و کمکم مجبور میشود از پساندازهایش بردارد. در ایران، این پسانداز آبی همان آبهای زیرزمینی است؛ منبعی که اگر تخلیه شود، بازگشت آن بسیار سخت و در برخی مناطق تقریباً غیرممکن است. یکی از نکات مهمی که صادقزاده به آن اشاره میکند، تغییر شکل بارندگیها است. در گذشته بخشی از بارشها آرامتر و منظمتر بود و فرصت بیشتری برای نفوذ آب به خاک و تغذیه سفرههای زیرزمینی ایجاد میکرد. اما اکنون بارشها در بسیاری از مناطق کوتاهمدتتر، شدیدتر و غیرقابلپیشبینیتر شدهاند. این یعنی ممکن است در یک بازه کوتاه باران زیادی ببارد، اما بخش زیادی از آن به شکل رواناب سطحی جاری شود و به جای نفوذ در خاک، باعث سیلاب، فرسایش خاک یا هدررفت آب شود. اما چرا بارش شدید الزاماً خبر خوبی نیست؟ صادق زاده در پاسخ میگوید: برای سنجش وضعیت آب کشورها، از شاخصی به نام «فالکنمارک» یا شاخص تنش آبی استفاده میشود. این شاخص سرانه سالانه منابع آب تجدیدپذیر را محاسبه میکند؛ یعنی بررسی میکند بهازای هر نفر، در طول یک سال چقدر آب تجدیدپذیر در دسترس است. به گفته صادقزاده، اگر سرانه آب تجدیدپذیر بالای ۱۷۰۰ مترمکعب باشد، کشور در وضعیت بدون تنش قرار دارد و اگر این عدد بین ۱۰۰۰ تا ۱۷۰۰ مترمکعب باشد، کشور وارد مرحله تنش آبی میشود. عدد بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مترمکعب به معنای کمبود آب است و کمتر از ۵۰۰ مترمکعب، وضعیت کمبود مطلق آب را نشان میدهد. طبق برخی برآوردها، منابع آب تجدیدپذیر سالانه ایران از حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب در ابتدای دهه ۶۰ به کمتر از ۱۰۰ میلیارد مترمکعب در سالهای اخیر کاهش یافته است. همزمان با افزایش جمعیت، سرانه آب تجدیدپذیر کشور نیز از حدود ۳۰۰۰ مترمکعب به کمتر از ۱۳۰۰ مترمکعب در سال رسیده؛ یعنی حداقل ۱۷۰۰ مترمکعب کمتر برای هر نفر در سال که کاهش حدود ۵۶ درصدی را نشان می دهد. اما این عدد چه معنایی دارد؟ یعنی ایران دیگر کشوری با منابع آبی نسبتاً راحت نیست و وارد محدوده تنش آبی شده است. البته این وضعیت در همه استانها یکسان نیست. برخی مناطق کشور بهویژه استانهای خشکتر و کمبارشتر، فشار بسیار بیشتری را تجربه میکنند. بر اساس توضیحات این کارشناس، استانهایی مانند خراسان رضوی، خراسان جنوبی، سمنان، یزد، کرمان، سیستان و بلوچستان، اصفهان، قم و قزوین در سالهای اخیر در آستانه تنش شدید آبی قرار گرفتهاند. شاید در نگاه اول بحران آب یک موضوع محیطزیستی به نظر برسد، اما اثر اقتصادی آن بسیار گسترده است. وقتی آب کم میشود، هزینه تولید کشاورزی بالا میرود، سطح زیر کشت کاهش پیدا میکند، امنیت غذایی آسیب میبیند و قیمت برخی محصولات میتواند افزایش یابد. از طرف دیگر، صنایع آببر در استانهای کمآب با محدودیت تولید روبهرو میشوند. شهرها نیز برای تأمین آب شرب باید هزینه بیشتری پرداخت کنند؛ مثلاً انتقال آب از مناطق دورتر، شیرینسازی آب دریا، حفر چاههای عمیقتر یا اصلاح شبکههای فرسوده آب، همه هزینهبر هستند. در مناطق جنوبی و شرقی کشور، وابستگی به آبشیرینکنها افزایش یافته است. این راهکار اگرچه در برخی مناطق ضروری است، اما هزینه سرمایهگذاری، نگهداری و مصرف انرژی بالایی دارد. به همین دلیل، تأمین آب در آینده فقط یک مسئله فنی نیست؛ یک مسئله اقتصادی هم هست. صادق زاده می گوید: یکی از جدیترین پیامدهای برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین است. وقتی آب از سفرههای زیرزمینی خارج میشود، لایههای خاک فشرده میشوند و سطح زمین پایین میرود. او هشدار میدهد که در صورت ادامه روند فعلی، طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده بحران منابع آب تشدید خواهد شد و پدیده فرونشست در بسیاری از دشتهای مهم کشور گسترش بیشتری پیدا میکند. هماکنون نیز بیش از نیمی از دشتهای کشور با این پدیده مواجه هستند. چرا افت آب زیرزمینی خطرناکتر از کم شدن آب سدهاست؟ پاسخ روشن است: کاهش آب سدها معمولاً دیده میشود و در گزارشهای روزانه و فصلی قابل رصد است؛ اما افت آب زیرزمینی آرامتر، پنهانتر و خطرناکتر است. به گفته صادقزاده، ادامه روند کنونی باعث خروج تعداد بیشتری از چاهها از چرخه بهرهبرداری خواهد شد. همچنین کیفیت آبهای زیرزمینی به دلیل افزایش شوری و آلودگی کاهش مییابد. چالش تأمین آب شرب در شهرهای مختلف ایران یکسان نیست. در کلانشهرهایی مانند تهران، کرج، اصفهان و مشهد، افزایش جمعیت و مصرف، فشار زیادی بر منابع آب سطحی و زیرزمینی وارد کرده است. کاهش کیفیت آب و افت ذخایر نیز این فشار را بیشتر کردهاند. در استانهای جنوبی و شرقی مانند سیستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر، مسئله شکل دیگری دارد. این مناطق بیش از گذشته به شیرینسازی آب دریا وابسته شدهاند؛ راهکاری که برای تأمین آب شرب ضروری است، اما هزینه انرژی و سرمایهگذاری بالایی دارد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/06/28 - 06:30
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/06/28 - 06:30

نظرات (0)