خبر خراسان جنوبی

در نکوهش انتشار ویدئوی تحقیرآمیز از پرویز قلیچ‌خانی

در نکوهش انتشار ویدئوی تحقیرآمیز از پرویز قلیچ‌خانی
📌 بعضی ویدئوها را نمی‌شود فقط «اشتباه» نامید، باید اسم دقیق‌تری برایشان پیدا کرد: کلمه‌ای که معنای بی‌رحمی و ابتذال را با هم داشته باشد. و حالا ناگهان اینترنت با تصویری مواجه می‌شود از پیرمردی گیج، خاموش، گنگ، با نگاهی خالی که چیزی می‌خورد و انگار حتی ...
بعضی ویدئوها را نمی‌شود فقط «اشتباه» نامید، باید اسم دقیق‌تری برایشان پیدا کرد: کلمه‌ای که معنای بی‌رحمی و ابتذال را با هم داشته باشد. و حالا ناگهان اینترنت با تصویری مواجه می‌شود از پیرمردی گیج، خاموش، گنگ، با نگاهی خالی که چیزی می‌خورد و انگار حتی نمی‌داند دوربینی روبه‌رویش روشن است:این دیگر «ثبت واقعیت» نیست.این شبیه دزدیدن آخرین تکه‌های وقار یک آدم است. *زیر پست، کامنت‌ها خیلی زود از فضای عادی خارج شد. کمتر کسی درباره خود قلیچ‌خانی حرف می‌زد؛ اغلب حمله‌ها متوجه اصل انتشار ویدئو بود. یکی نوشته بود:«ما حق نداشتیم قلیچ‌خانی را این‌طور ببینیم.» یکی دیگر مستقیم‌تر زده بود:«این ویدئو بوی قبر می‌دهد، نه احترام.» کاربری نوشته بود:«آدم از خودش می‌پرسه منتشرکننده دقیقاً دنبال چی بوده؟ ترحم؟ شوک؟ وایرال؟» و شاید تلخ‌ترین کامنت این بود:«یک نسل قلیچ‌خانی را ندیده بود؛ حالا اولین تصویری که از اسطوره می‌بیند، همین است.» دقیقاً همین جمله، قلب ماجراست.اسطوره‌ها فقط آدم نیستند؛ بخشی از حافظه جمعی‌اند. ملت‌ها آن‌ها را با روایت، تخیل و شکوه نگه می‌دارند. مخصوصاً در مورد قلیچ‌خانی که اساساً تصویر کمی از او باقی مانده و بخش مهمی از ابهتش از دل تعریف‌ها و افسانه‌ها ساخته شده بود. او برای خیلی‌ها چیزی میان فوتبال و اسطوره سیاسی و فرهنگی بود، یک کاپیتان یاغی، مغرور و تسخیرناپذیر. بعضی‌ها زیر پست تلاش کرده اند از انتشار این تصاویر دفاع هم بکنند: «واقعیت تلخه، اسطوره‌ها هم پیر می‌شن.» بله، پیر می‌شوند. فراموش هم می‌کنند و حتی می‌میرند اما سؤال این نیست که چرا قلیچ‌خانی پیر شده. سؤال این است که چرا کسی تصمیم گرفته این لحظات را مقابل چشمان آدمهایی بگذارد که خیلی‌هایشان دوست ندارند این صحنه را ببینند اما اجبار الگوریتم حالشان را خراب می‌کند. و عجیب این‌که خود ویدئو هم هیچ ارزش مستند خاصی ندارد. نه گفت‌وگویی در آن هست، نه خاطره‌ای، نه حتی نشانی از آگاهی. فقط یک دوربین است و مردی که انگار در مه گم شده. همین خلأ، همین سکوت و همین نگاه خالی، ویدئو را هولناک‌تر می‌کند، انگار دوربین دارد از ناتوانی یک انسان تغذیه می‌کند. * انتشار ویدئوی اخیر پرویز قلیچ‌خانی فقط یک اشتباه سلیقه‌ای نبود که از منظر اخلاق رسانه‌ای هم می‌شود آن را زیر سؤال برد. تقریباً همه منشورهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری روی یک اصل مشترک تأکید دارند: حفظ کرامت انسانی، مخصوصاً زمانی که سوژه در موقعیت ضعف، بیماری یا ناتوانی قرار دارد. در این ویدئو، قلیچ‌خانی نه در قامت یک چهره عمومی مسلط بر شرایط، بلکه در وضعیتی کاملاً آسیب‌پذیر دیده می‌شود؛ حالتی گنگ، خاموش و دور از تصویری که سال‌ها از او در حافظه فوتبال ایران ساخته شده بود. همین مسئله باعث شد بسیاری از کاربران احساس کنند با یک «ثبت تاریخی» مواجه نیستند، بلکه شاهد نوعی تعرض به حریم انسانی یک اسطوره‌اند. - در اخلاق رسانه‌ای، میان «مستندسازی» و «بهره‌کشی احساسی» مرز مشخصی وجود دارد. سؤال اصلی این است: آیا انتشار چنین تصویری آگاهی مهمی به مخاطب می‌دهد یا فقط شوک، ترحم و واکنش احساسی تولید می‌کند؟ منتقدان معتقدند این ویدئو بیشتر از آنکه ارزش خبری داشته باشد، بر بار عاطفی و تلخ صحنه تکیه کرده است. - موضوع مهم دیگر، مسئله رضایت و آگاهی سوژه است. وقتی فردی در شرایط زوال ذهنی یا فراموشی قرار دارد، رسانه موظف است با حساسیت بیشتری عمل کند؛ چون ممکن است فرد درک روشنی از انتشار عمومی تصویر خود نداشته باشد. به همین دلیل در بسیاری از مستندهای حرفه‌ای، از نمایش لحظات تحقیرآمیز یا کاملاً فروپاشیده بیماران پرهیز می‌شود. منتقدان این ویدئو می‌گویند کنجکاوی مردم درباره آخرین وضعیت قلیچ‌خانی، مجوز اخلاقی انتشار هر تصویری نیست. بعضی لحظه‌ها را نمی‌توان صرفاً چون «واقعی» هستند، مقابل چشم هزاران نفر قرار داد. گاهی خاموش نگه داشتن دوربین، انسانی‌تر از روشن کردن آن است.
📡 منبع: ورزش 3
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/05/25 - 06:03

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.