جنگ شود، دلار و طلا گران میشوند یا ارزان؟ خاطرهای که بازار را مردد کرده است
📌 همزمان با انتخابات آمریکا و تنشهای منطقهای، بازار طلا و ارز با نوسان محدود و تکیه بر تجربه درگیریهای گذشته در فاز انتظار فرو رفت. با فرارسیدن روز انتخابات آمریکا و ادامه اختلاف تهران و واشنگتن، بازار ارز و طلا وارد مرحله تازهای از انتظار شده است...
همزمان با انتخابات آمریکا و تنشهای منطقهای، بازار طلا و ارز با نوسان محدود و تکیه بر تجربه درگیریهای گذشته در فاز انتظار فرو رفت. با فرارسیدن روز انتخابات آمریکا و ادامه اختلاف تهران و واشنگتن، بازار ارز و طلا وارد مرحله تازهای از انتظار شده است؛ انتظاری که در آن خاطره جنگ قبلی، بیش از گذشته به تصمیمهای معاملهگران جهت میدهد. سهشنبه ۱۲ آبان، تاریخی که از هفتهها قبل در خبرهای سیاسی تکرار میشد، سرانجام از راه رسید. دونالد ترامپ پیشتر گفته بود آمریکا تا پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر حمله تازهای به ایران نخواهد کرد. حالا رأیگیری آغاز شده، اما مذاکرات هنوز به نتیجه نرسیده و چشمانداز پایان درگیریها همچنان نامشخص است. بااینحال، قیمتها هنوز نشانی از یک جهش بزرگ ندارند. دلار که روز گذشته تا سقف ۲۷۳ هزار و ۲۰۰ تومان پیش رفته بود، امروز برای مدتی حدود ۶۰۰ تومان از آن فراتر رفت، اما نتوانست افزایش خود را حفظ کند. طلا و سکه نیز برخلاف انتظار برخی از دارندگانشان، مسیر کاهشی در پیش گرفتند. به گزارش زومان، امروز سهشنبه ۱۲ آبان، بازار ارز و طلا با تغییرات محدودی همراه بود: اما پشت این نوسانهای محدود، محاسبات دیگری جریان دارد. برای بخشی از معاملهگران، مسئله دیگر فقط این نیست که جنگ میشود یا توافق؛ سؤال مهمتر این است که اگر درگیری دوباره شدت بگیرد، قیمتها چه مسیری را طی خواهند کرد؟ پاسخ این سؤال را بسیاری نه در نمودارهای امروز، بلکه در تجربه جنگ قبلی جستوجو میکنند؛ روزهایی که برخلاف انتظار معمول از افزایش قیمت داراییهای امن در بحران، طلا و دلار در بازار ایران کاهش یافتند و اختلال در معاملات، فروش دارایی را برای بعضیها دشوار کرد. حالا همان تجربه به مبنایی برای پیشبینی روزهای آینده تبدیل شده است. با این تفاوت که هنوز معلوم نیست شرایط اقتصادی و رفتار بازار در دور احتمالی بعدی درگیری، شباهتی به گذشته داشته باشد. بامداد سهشنبه، خبر انفجارهای پیاپی در جزیره قشم بهسرعت منتشر شد. هنوز ابعاد حمله روشن نبود. اما بحث درباره احتمال گسترش درگیریها دوباره داغ شد. بسیاری این حمله را نشانه شروع درگیریهای گستردهتر میدانستند، اما برخی همچنان معتقد بودند که ترامپ تا پیش از انتخابات، دست به اقدام بزرگی نخواهد زد. ناصر یکی از همین معاملهگران بود که در یکی از گپهای داغ تلگرامی با اطمینان نوشت: «تا بعد انتخاباتشون نمیزنن». رها هم با همین برداشت، نگرانی اصلی را متوجه روزهای پس از انتخابات دانست: «فردا انتخابات این ریسک نمیکنه ولی از پس فردا راحت...». حالا با نزدیک شدن به پایان این موعد و بینتیجه ماندن مذاکرات، نگرانی از تکرار جنگ قبلی پررنگتر میشد؛ جنگی که خاطره افت قیمت طلا و دلار در آن، هنوز از ذهن بسیاری از معاملهگران پاک نشده بود. در همین حال، خبرهای دیپلماتیک هم چندان امیدوارکننده نبودند. یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته بود تهران و واشنگتن همچنان فاصله زیادی تا توافق دارند و ایران حاضر نیست خواستههای آمریکا را بپذیرد. در سوی دیگر، میانجیهای قطری همچنان مشغول ردوبدلکردن پیشنهادها بودند. حتی بازگشت آنها از تهران به دوحه هم به معنای توقف مذاکرات نبود. قرار بود طی ۳۶ ساعت آینده، طرفین به پیشنهاد تازه پاسخ دهند. برای معاملهگران، کنار هم گذاشتن این خبرها کار سادهای نبود. هر خبر از ادامه مذاکرات، روزنهای از امید باز میکرد و هر موضعگیری تند، احتمال بازگشت به درگیری را دوباره پیش چشم میآورد. اما اتفاق مهمتر این بود که بخشی از بازار، برای فهمیدن آنچه در پیش است، سراغ چیزی رفته بود که قبلاً تجربه کرده بود. نادر از آن دسته افرادی بود که معتقد بودند تجربه جنگ قبلی میتواند رفتار معاملهگران در بحران بعدی را توضیح دهد. او میگفت: در نگاه اول، این حرف عجیب به نظر میرسد. معمولاً با افزایش خطر جنگ، انتظار میرود مردم برای حفظ ارزش داراییهایشان سراغ طلا و ارز بروند و تقاضای بیشتر، قیمتها را بالا ببرد. اما تجربه افت قیمتها در دوره قبلی، ذهنیت متفاوتی ایجاد کرده بود؛ ذهنیتی که جنگ را نه الزاماً مقدمه گرانی، بلکه حتی نشانهای برای فروش دارایی میدید. چنین انتظاری ممکن است خودش بر رفتار بازار اثر بگذارد. البته همه با این برداشت موافق نبودند. کیان، یکی از معامله گران آنلاین بازار در پاسخ به آن دسته از افرادی که جنگ جدید را با تجربه قبلی مقایسه میکردند، به تفاوت شرایط اقتصادی اشاره کرد: حرف او یادآور مسئلهای بود که در میان پیشبینیهای شتابزده کمتر به آن توجه میشد: حتی اگر یک بحران سیاسی یا نظامی تکرار شود، شرایط اقتصادی لزوماً همان شرایط گذشته نخواهد بود. افت طلا در جنگ قبلی فقط به وقوع حمله مربوط نبود. کاهش اونس جهانی، اختلال در معاملات و تعطیلی بازار تهران نیز در شکلگیری قیمتها نقش داشتند. در صورت تکرار درگیری، مسیر اونس، رفتار دلار و امکان خریدوفروش در بازار داخلی میتوانند متفاوت باشند. بااینحال، روایت سادهتری میان معاملهگران طرفدار داشت. بهرام آن را در یک جمله خلاصه کرد: «خبر جنگ میبره بالا، وقتی جنگ بشه میاد پایین». قاعدهای کوتاه که ظاهراً میتوانست تکلیف خریدوفروش را روشن کند؛ با بالاگرفتن تهدیدها بخر و وقتی درگیری آغاز شد، بفروش. اما درست همینجا بود که قیمتهای روز، این قاعده را به چالش کشیدند. دلار برای ساعتی از سقف روز گذشته عبور کرد، اما این افزایش دوام چندانی نداشت و طلای ۱۸ عیار نیز به مسیر نزولی خود ادامه داد. همین رفتار برای کسانی که انتظار داشتند تشدید تنشهای نظامی قیمت طلا را بالا ببرد، سؤالبرانگیز بود. البته پاسخ این سؤال را نمیشد فقط در خبرهای سیاسی جستوجو کرد. در بازار جهانی، اونس طلا تحت فشار فروش قرار داشت و کاهش قیمت آن، بخشی از اثر افزایش محدود دلار بر طلای داخلی را خنثی میکرد. به بیان سادهتر، درحالیکه نگرانی از جنگ میتوانست به تقاضا برای طلا دامن بزند، افت اونس جهانی مانع از آن میشد که این نگرانی به افزایش قیمت طلای داخلی منجر شود. در بازار سرمایه اما اتفاق دیگری هم در جریان بود. تا ساعت ۱۷، خروج پول خرد حقیقی از صندوقهای طلا از ۹۰۰ میلیارد تومان عبور کرده بود. در روزی که احتمال گسترش درگیریهای نظامی دوباره جدی شده بود، بخشی از سرمایهگذاران نهتنها برای خرید طلا پیشقدم نشده بودند، بلکه در حال نقدکردن واحدهای صندوقهای خود بودند. شاید بخشی از این رفتار را بتوان با تجربه جنگ قبلی توضیح داد. صندوقهای طلا در آن دوره تعطیل نشده بودند، اما شرایط جنگی به بسیاری یادآوری کرده بود که در کنار حفظ ارزش دارایی، دسترسی به پول نقد هم اهمیت دارد. وقتی آینده نامعلوم است، داشتن نقدینگی میتواند برای پرداخت هزینههای پیشبینینشده، تأمین مخارج ضروری یا حتی استفاده از فرصتهای احتمالی بازار، اولویت پیدا کند. اما هرچه به عصر نزدیکتر میشدیم، اخبار سیاسی دوباره محاسبات را تغییر میدادند. عصر، روزنامه العربیالجدید به نقل از منابع نزدیک به میانجیگران قطری گزارش داد که واشنگتن با پیشنویس یادداشت تفاهم پیشنهادی موافقت کرده است. این خبر هنوز به معنای توافق نهایی نبود، اما انتشارش برای مدتی بحثها را از احتمال حمله به احتمال مصالحه کشاند. در همین فاصله، برخی نرخهای اعلامی طلا پایینتر آمدند و عدهای این کاهش را به خبر توافق نسبت دادند. مهدی که ظاهراً چندان به حصول توافق امیدوار نبود، برداشت خود را اینطور بیان کرد: این جمله نشان میداد که حتی کسانی که به سرانجام مذاکرات باور نداشتند، انتظار داشتند انتشار خبرهای مثبت دیپلماتیک بر قیمت طلا اثر بگذارد. اما در طرف مقابل، افرادی بودند که کل ماجرای میانجیگری را مقدمهای برای حمله بعدی میدانستند. آرش معتقد بود انتشار خبر توافق در روز انتخابات آمریکا اتفاقی نیست. دیگری هم با اشاره به جابهجایی تجهیزات نظامی آمریکا، نتیجه گرفته بود که چنین تدارکاتی نمیتواند بیدلیل باشد و به همین خاطر احتمال توافق را ناچیز میدانست. در چنین فضایی، پیام محسن رضایی اهمیت بیشتری پیدا کرد. دبیر شورای عالی امنیت ملی در پستی در شبکه ایکس اعلام کرد: این موضع به معنای پایان قطعی میانجیگری نبود، اما از پابرجابودن اختلافهای مهم میان دو طرف حکایت داشت. در فاصله کوتاهی، خبر موافقت احتمالی واشنگتن با یک پیشنویس و تأکید تهران بر ناکافیبودن پاسخ آمریکا، در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند. برای کسانی که از صبح احتمال جنگ را با تقویم انتخابات آمریکا میسنجیدند، چنین اختلافهایی میتوانست این تصور را تقویت کند که فرصت دستیابی به توافق در حال محدودترشدن است. تا غروب سهشنبه، نه از تنش قطعی خبری بود و نه نشانه روشنی از پایان تنشها دیده میشد. اما فضای روانی بازار به سمت تشدید تنش گرایش پیدا کرده بود. میانجیهای قطری همچنان از ادامه مذاکرات میگفتند، اما امیدها به دستیابی سریع به توافق را با تردید بیشتری روبهرو کرده بود. در میان همه بحثها درباره زمان حمله و آینده قیمتها، رضا آرزوی سادهتری داشت: «توافق شه تموم شه خدایی مردم له شدن زیر فشار اقتصادی». حرف او یادآوری میکرد که پشت این همه پیشبینی درباره جنگ و صلح، مردمی زندگی میکنند که حتی بلاتکلیفی امروز هم برایشان هزینه دارد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/03 - 16:30
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/03 - 16:30

نظرات (0)