تماشا کنید: پنج سناریو در مورد انتخابات اسرائیل
📌 سرویس سیاست خارجی «اتتخاب»: کمتر از یک هفته دیگر، اسرائیلیها قرار است در انتخاباتی که خیلیها آن را مهمترین انتخابات زندگی خود میدانند، پای صندوقهای رای بروند. بدون اغراق این انتخابات برای ایرانیها نیز کم اهمیتتر از شهروندان اسرائیلی نیست و بسی...
سرویس سیاست خارجی «اتتخاب»: کمتر از یک هفته دیگر، اسرائیلیها قرار است در انتخاباتی که خیلیها آن را مهمترین انتخابات زندگی خود میدانند، پای صندوقهای رای بروند. بدون اغراق این انتخابات برای ایرانیها نیز کم اهمیتتر از شهروندان اسرائیلی نیست و بسیاری چشم به انتخاب صهیونیستها دوختهاند که آیا نتانیاهو از اریکه قدرت به زیر کشیده میشود و منطقه میتواند نفس راحتی بکشد یا قصاب غزه باز هم فرصتی برای سنگینتر کردن پرونده جنگافروزی پیدا میکند. هرچند همین الان هم با قاطعیت نمیتوان مطمئن بود که بی بی یا ترامپ یا هردوی آنها به چنین قول و قرار نامرئیای پایبند بمانند و ساعت صفر جنگ آخرالزمانی مورد انتظار آینده را پیش از انتخابات کوک نکنند. به هر حال در حال حاضر گفتمان غالب حتی در میان مقامات ایرانی است که نتایج دو انتخابات کنست و میاندورهای کنگره در تعیین روند تحولات سرنوشتساز هستند و میشود روی آنها قمار کرد. درست است که بیشتر رهبران اپوزیسیون (بهاستثنای احزاب عرب) از عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در غزه، لبنان و ایران حمایت کردهاند اما درباره نتایج تصمیات و عملکرد نتانیاهو در جنگ مخالفتهای جدی دارند. همچنین توافق بر سر عملیات نظامی گذشته لزوماً به معنای توافق درباره سیاستهای آینده نیست. براساس نظرسنجی ماه ژوئیه، ۵۰ درصد اسرائیلیها ترجیح میدادند جنگ جدیدی در غزه شروع نشود و حماس از طریق ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک تضعیف شود. سابقه انتخابات در اسرائیل نیز نشان میدهد که مواضع انتخاباتی نامزدها الزاماً بازتابدهنده سیاستهایی نیست که پس از رسیدن به قدرت دنبال خواهند کرد. گادی آیزنکوت، چهره اصلی مخالفان نتانیاهو، تلاش کرده از اظهاراتی که به نتانیاهو امکان میدهد او را چپگرا معرفی کند، پرهیز کند. بااینحال، او پیشتر از دیپلماسی با ایران و فلسطینیان حمایت کرده است. ازاینرو، نتیجه انتخابات اهمیت تعیینکنندهای خواهد داشت. اگرچه شاید این تحلیل چندان بیراه نباشد اما نگاهی به وضعیتهای محتمل نتیجه انتخابات در اسرائیل ثابت میکند که نتانیاهو و ائتلاف راستگرایان علیرغم از دست دادن اکثریت پارلمانی همچنان به راحتی حاضر به واگذار کردن گود به رقیب نیستند. از سی و هشت حزب حاضر در رقابت، انتظار میرود چیزی بین یازده تا چهارده حزب به حد نصاب لازم ۳.۲۵٪ از آرای معتبر برای راهیابی به کنست دست یابند؛ یعنی حداقل چهار کرسی ومعادل تقریباً ۱۷۲۰۰۰ رأی. همین موضوع بمب ساعتی ساختار انتخاباتی اسرائیل است زیرا سرنوشت کلی انتخابات ممکن است با مقدار کمی بالا و پایین شدن رای یک یا دو حزب کوچک به کلی تغییر کند. به طور مثال، دو حزب تازهتأسیس راستگرا در آستانه انتخابات برای عبور از حدنصاب انتخاباتی تلاش میکنند: حزب «پول آو اسرائیل» (Pull of Israel)، متحد نتانیاهو، و حزب «ذخیره» (Reservists) که در اردوگاه او قرار ندارد. اگر یکی از این دو حزب یا هر دو بتوانند از حدنصاب عبور کنند، معادلات پارلمانی بهطور چشمگیری تغییر خواهد کرد و احتمال بنبست پس از انتخابات یا تشکیل دولت وحدت ملی افزایش مییابد. در مقابل، اگر این احزاب نتوانند به کنست راه پیدا کنند، احتمال تشکیل دولت اقلیت به رهبری گادی آیزنکوت و با حمایت بیرونی احزاب عرب بیشتر خواهد شد. اما در چشمانداز کلانتر، در حال حاضر، هیچیک از دو بلوک اصلی سیاسی مسیر روشنی برای رسیدن به قدرت در اختیار ندارد. میانگین آخرین نظرسنجیها نشان میدهد که بلوک یاشار به رهبری آیزنکوت وضعیت بهتری نسیت به جریان راست به رهبری نتانیاهو دارد اما همچنان با عدد 61 کرسی مورد نیاز فاصله دارند. البته با احتساب احزاب عرب، شمار کرسیهای اردوگاه مخالفان میتواند به ۶۵ کرسی برسد اما بیشتر احزاب اپوزیسیون با تشکیل ائتلافی که به حمایت احزاب عرب وابسته باشد، مخالفت میکنند. در همین نظرسنجیها وضعیت نتانیاهو و حزب لیکود نیز نسبت به هفتههای قبل بهتر شده و از 19 کرسی به 23 کرسی رشد کرده است. با این وضعیت آشفته دامنه پرسشها و عدم قطعیتها از اینکه چه نوع ائتلافی، تحت چه شرایطی و تحت رهبری چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت؟ به سمت احتمالات آنارشیکی که اساسا احزاب قادر به تشکیل کابینه جدید خواهند شد و یا حتی انتخابات در موعد مقرر برگزار میشود یا نه نیز گسترش یافته است. با این حال میتوان با استفاده از سناریوها، تا حدودی نظم را به این وضعیت آشفته بازگرداند. پنج سناریو از نظر ساختاری محتمل هستند. در شرایط کنونی، سه سناریوی نخست تقریباً از شانس یکسانی برخوردارند، درحالیکه احتمال تحقق سناریوهای چهارم و پنجم بهمراتب کمتر است. سناریوی اول: بنبست سیاسی و برگزاری انتخابات مجدد با قطبیشدن شدید فضای سیاسی اسرائیل، نه تنها وجود نوعی اجماع گسترده میان جریانهای اصلی سیاسی نامحتمل مینماید بلکه حتی دیدگاههای مصلحتجویانه که بر جلوگیری از ورود به مرحله بن بست سیاسی از طریق تقسیم قدرت و یا مرحلهای کردن نخستوزیری تأکید دارند را نیز بسیار دور از ذهن کرده است. در این میان اگر رویداد شگرفی در روزهای آینده در مورد تقسیمبندی کرسیها اتفاق نیافتد سناریوی اصلی کشیده شدن انتخابات به دور دوم است. اگر بلوک نتانیاهو و مخالفان غیرعرب به تعداد مساوی کرسی به دست آورند، یا بلوک مخالف با وجود پیشتازی نتواند به حدنصاب ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت برسد، احتمالاً هیچیک از طرفین قادر به تشکیل دولت نخواهند بود. در چنین شرایطی، نتانیاهو در مقام نخستوزیر موقت باقی میماند و اسرائیل، حدود سه ماه پس از ناکامی در تشکیل دولت، بار دیگر به سوی انتخابات خواهد رفت. بااینحال، در فاصله میان این انتخابات و انتخابات بعدی، یک کنست تازهانتخابشده فعالیت خواهد کرد که در آن، احزاب یهودی و عرب مخالف نتانیاهو در مجموع اکثریت کرسیها را در اختیار خواهند داشت. به نوشته یوسی ورتر، روزنامهنگار روزنامه هاآرتص، این احزاب میتوانند حتی بدون تشکیل دولت، از اکثریت خود در کنست برای تصویب قوانین و محدود کردن قدرت نتانیاهو استفاده کنند. آنها برای مثال میتوانند بخشی از اصلاحات قضایی را لغو کنند، کمیسیون تحقیق درباره حوادث هفتم اکتبر تشکیل دهند یا برای جلوگیری از نخستوزیری یک سیاستمدار متهم به ارتکاب جرم اقدام کنند؛ اقدامی که در صورت تحقق، ممکن است نتانیاهو را تا پایان محاکمهاش از بازگشت به قدرت محروم کند. باید توجه داشت اگرچه چندین رهبر عضو ائتلاف یاشار با تشکیل دولت ائتلافی شامل احزاب عربی مخالفت کردهاند، اما همکاری پارلمانی موضوع دیگری است. در این میان نباید از احتمال تعویق انتخابات نیز کاملاً غافل بود. نظرسنجی موسسه دموکراسی اسرائیل در ماه ژوئیه نشان داد که ۷۲٪ از یهودیان و ۵۸.۵٪ از اعراب اسرائیلی معتقدند که سلامت انتخابات در خطر است و این قبل از هشدارهای مکرر در روزهای اخیر توسط روسای امنیتی مبنی بر اینکه دشمنان اسرائیل به دنبال خرابکاری در انتخابات یا سوءاستفاده از آن به عنوان فرصتی برای حمله مسلحانه هستند، بود . در واقع شرایط نظامی در منطقه بسیار سیال و غیر قابل پیشبینی است و تحلیلگران هم احتمال حملاتی از سوی ایران و محور مقاومت را برای فشار بر انتخابات اسرائیل و میاندورهای کنگره آمریکا میدهند و هم احتمال اقدام پیشدستانهای از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ بویژه اینکه ممکن است نتانیاهو برای برهم زدن میز بازی ریسک باز کردن جعبه پاندورای جنگ چند روزهای را برگزیند. قانون اسرائیل درباره تعویق یا لغو انتخابات بسیار سختگیرانه بوده و دست نتانیاهو اصلاً باز نیست. این امر مستلزم تصویب کنست با اکثریت دو سوم (۸۰ عضو) است. لذا این گزینه در قانون صرفاً در صورت بروز یک وضعیت اضطراری ملی فوقالعاده که رأیگیری را غیرممکن میکند، پیشبینی شده است که شامل یک حمله موشکی گسترده توسط ایران یا نیروهای مقاومت در عراق، حزبالله لبنان یا انصارالله یمن و یا یک ترور سطح بالا اندکی قبل از روز انتخابات خواهد بود. این اختلال باید به اندازه کافی گسترده و ناتوانکننده باشد تا روند انتخابات را در بخشهای بزرگی از این جغرافیای کوچک مختل کند. سناریوی دوم: تشکیل دولت به رهبری آیزنکوت آیزنکوت چند مسیر بالقوه برای تشکیل دولت آینده در اختیار دارد. اگر احزاب راستگرای تازهتأسیس نتوانند از حدنصاب انتخاباتی عبور کنند، شانس تحقق این سناریو افزایش خواهد یافت. در یک حالت، احزاب یهودی مخالف نتانیاهو میتوانند عملکردی بسیار بهتر از پیشبینی نظرسنجیهای کنونی داشته باشند و به اکثریت مطلق کرسیها دست یابند؛ هرچند احتمال چنین نتیجهای بسیار پایین است؛ مثلاً احزاب مخالف از وعدههای انتخاباتی خود عقبنشینی کنند و حاضر شوند با حزب عربی «رعام» ائتلاف تشکیل دهند. اما گزینه دیگر که محتملتر ارزیابی میشود، تشکیل یک دولت اقلیت است. در این سناریو، احزاب مخالف نتانیاهو اگرچه همچنان به اکثریت مطلق ۶۱ کرسی نمیرسند اما آنها قادر خواهند بود با اتکا به حمایت بیرونی احزاب عرب دولت تشکیل دهند. اخیراً یوسف جبارین، رئیس فهرست مشترک عربی پیشنهاد کرده که حزبش بنا به ضرورت و اولویت به زیر کشیدن دولت نتانیاهو میتواند از بیرون دولت، از تشکیل یک دولت اقلیت حمایت کند. چنین اقدامی میتواند به مخالفان نتانیاهو اجازه دهد بدون برخورداری از اکثریت مطلق کرسیهای کنست، قدرت را در دست بگیرند. براساس نظام پارلمانی اسرائیل، برای آغاز به کار دولت الزاماً نیازی به برخورداری از اکثریت مطلق کرسیهای کنست نیست. آنچه اهمیت دارد، کسب آرای موافق بیشتر از آرای مخالف در رأی اعتماد به دولت است. بنابراین، اگر احزاب عرب در این رأیگیری از دادن رأی مخالف خودداری کنند، ائتلافی به رهبری آیزنکوت میتواند با کسب اکثریت آرای مأخوذه، حتی بدون داشتن اکثریت مطلق کرسیها، قدرت را در دست بگیرد. چنین ترتیبی در گذشته نیز سابقه داشته است. در سال ۱۹۹۳، پس از خروج یکی از احزاب یهودی ارتدوکس افراطی از ائتلاف اسحاق رابین، دولت او با حمایت بیرونی احزاب عرب، بهعنوان دولت اقلیت به کار خود ادامه داد و همزمان روند توافقهای اسلو را پیش برد. بااینحال، دو چالش بزرگ در مسیر چنین سناریویی وجود دارد. نخست اینکه احزاب عربی درباره خروج ارتش اسرائیل از غزه، پایان دادن جنگ در لبنان و مسئله شهرکسازیها مطالباتی دارند که هم اعضای راستگرای حزب یاشار آیزنکوت و هم احزاب راستگرای ائتلاف مخالفان بویژه احزاب نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن با آنها مخالفند. ثانیاً این موضوع میتواند اعتبار ائتلاف نتانیاهو را در میان رای دهندگان راستگرا که به سمت ائتلاف یاشار سوق یافتهاند را مجدداً برگرداند و در صورت پایدار نماندن کابینه وضعیت ائتلاف نتانیاهو به شدت تقویت شود. سناریوی سوم: تشکیل دولت وحدت ملی اگر هیچیک از دو بلوک نتوانند پس از انتخابات دولت تشکیل دهند، یکی دیگر از گزینههای پیش رو، ایجاد ائتلافی گسترده برای تشکیل دولت وحدت ملی خواهد بود. چنین ائتلافی میتواند احزاب میانهرو و راستگرای مخالف نتانیاهو، ازجمله حزب «یامینا» به رهبری بنت، حزب «یاشار» به رهبری آیزنکوت و حزب «اسرائیل خانه ما» به رهبری لیبرمن را در کنار حزب لیکود و احتمالاً شماری از احزاب همسو با نتانیاهو گرد هم آورد. رهبران اپوزیسیون بهشدت با تشکیل دولتی به رهبری شخص نتانیاهو مخالفت کردهاند و معتقدند او در انجام مسئولیتهایش در قبال مردم اسرائیل ناکام مانده و باید از قدرت کنارهگیری کند. بااینحال، آنها تمایل بیشتری به همکاری با حزب لیکود، مشروط بر کنار رفتن نتانیاهو از رهبری آن، نشان دادهاند. لیبرمن پیشتر گفته بود که «لیکود بدون نتانیاهو میتواند شریکی مهم باشد». همچنین، معاون آیزنکوت اعلام کرده بود که اگر نتانیاهو دیگر رهبر لیکود نباشد، امکان ائتلاف با این حزب و حتی حزب «صهیونیسم مذهبی» به رهبری اسموتریچ را میتوان بررسی کرد. خود نتانیاهو نیز آشکارا خواستار تشکیل دولت وحدت ملی شده است. اگر انتخابات به بنبست منجر شود، مهمترین مانع تشکیل چنین دولتی، بیمیلی مخالفان به عدول از وعده خود مبنی بر همکاری نکردن با نتانیاهو و نیز اختلاف بر سر نحوه تقسیم قدرت خواهد بود. آیزنکوت احتمالاً اصرار خواهد کرد که دوره نخستوزیری را ابتدا در اختیار بگیرد. در مقابل، نتانیاهو ممکن است برای تضمین آینده سیاسی و حقوقی خود، خواهان دریافت عفو در چارچوب توافقی برای تقسیم قدرت شود. در صورت تحقق این سناریو، دولت وحدت ملی میتواند از حمایت حدود ۷۵ عضو کنست برخوردار شود و نماینده طیف گستردهای از دیدگاههای سیاسی در جامعه اسرائیل باشد. این سناریو علاوه بر چالش جایگاه شخص نتانیاهو به عنوان قهرمان بخشی از جامه راستگرای اسرائیل، به دلیل اینه باید لحن و ادبیات سیاسی خود را نیز درباره برخی از موضوعات مهم مانند خدمت سربازی حریدیها، اصلاحات قضایی و خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری تغییر دهد که شانس تحقق چنین سناریویی را بسیار کم میکند. سناریوی چهارم: تشکیل دوباره دولت کاملاً راستگرای نتانیاهو با توجه به اینکه نظرسنجیها برای بلوک نتانیاهو بین ۵۰ تا ۵۵ کرسی کنست پیشبینی میکنند، دستیابی این بلوک به ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت بسیار بعید به نظر میرسد. بااینحال، نمیتوان این احتمال را بهطور کامل کنار گذاشت. نتانیاهو به جادوگر موقعیتهای دشوار مشهور است که همواره توانسته خود را از دهان شیر بیرون بکشد که نمونه آشکار آن فرار از مجازات در پروندههای فساد. شاید او بتواند در آخرین لحظات با دادن وعدههایی بخشی از احزاب راستگرای ائتلاف مخالفان را با خود همراه کند. اگر نتانیاهو بار دیگر دولتی کاملاً راستگرا تشکیل دهد، احتمالاً نتیجه انتخابات را مجوزی برای تسریع برنامههای خود تلقی خواهد کرد؛ برنامههایی که میتواند شامل پیشبرد الحاق کرانه باختری، ازسرگیری اصلاحات قضایی و تلاش برای آواره کردن فلسطینیان از غزه، همزمان با ایجاد شهرکهای جدید در این منطقه، باشد. چنین نتیجهای احتمالاً شکافهای سیاسی و اجتماعی در داخل اسرائیل را عمیقتر خواهد کرد و درعینحال، موجی کمسابقه از واکنشهای منفی دیپلماتیک علیه این رژیم را به دنبال خواهد داشت. سناریوی پنجم: دولت آیزنکوت با حمایت جداشدگان از بلوک نتانیاهو همانطور که در دورههای گذشته نیز اتفاق افتاده است، ممکن است برخی از اعضای کنست پس از انتخابات از احزاب خود جدا شوند و به حمایت از ائتلاف رقیب روی بیاورند. اگر انتخابات به بنبست منجر شود، حتی جدایی شمار اندکی از نمایندگان احزاب متحد نتانیاهو میتواند راه را برای تشکیل دولت به رهبری آیزنکوت هموار کند. مهمترین اولویت چنین دولتی احتمالاً آشتی ملی خواهد بود. تشکیل کمیسیون تحقیق درباره حوادث هفتم اکتبر، حل اختلافات بر سر خدمت سربازی یهودیان ارتدوکس افراطی و ترمیم روابط بینالمللی اسرائیل میتواند در صدر برنامههای آن قرار گیرد و ادامه سیاستهای جنگی علیه کشورهای منطقه بویژه جنگ پرهزینه با ایران تعدیل شود. بااینحال در مجموع، بعید است هیچیک از نتایج احتمالی به تشکیل دولتی باثبات منجر شود. ائتلافی به رهبری آیزنکوت با اختلافات ایدئولوژیک جدی روبهرو خواهد بود؛ دولت نتانیاهو بهشدت به کوچکترین شرکای ائتلافی خود وابسته میماند و تشکیل دولت وحدت ملی نیز مستلزم توافقهای پیچیده درباره تقسیم قدرت خواهد بود.
📡 منبع: پایگاه خبری انتخاب
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/10/24 - 12:30
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/10/24 - 12:30

نظرات (0)