جنگ جهانی سوم چقدر نزدیک است؟
📌 جنگ در اوکراین و خاورمیانه، تنش آمریکا و چین و تردید درباره تعهدات امنیتی قدرتها، جهان را به جنگ جهانی سوم نزدیکتر کرده است؟ با شعلهور شدن درگیریهای منطقهای و به چالش کشیده شدن نظم موجود از سوی قدرتهای تجدیدنظرطلب، هشدارها درباره جنگی فراگیر بل...
جنگ در اوکراین و خاورمیانه، تنش آمریکا و چین و تردید درباره تعهدات امنیتی قدرتها، جهان را به جنگ جهانی سوم نزدیکتر کرده است؟ با شعلهور شدن درگیریهای منطقهای و به چالش کشیده شدن نظم موجود از سوی قدرتهای تجدیدنظرطلب، هشدارها درباره جنگی فراگیر بلندتر شدهاند. حملات مرگبار موشکی فرودگاه ریاض را تعطیل کرد. حملات روسیه به اوکراین بیش از ۱۰۰ غیرنظامی را کشت. لهستان درباره احتمال مرگ شهروندان اروپایی در حملات روسیه هشدار داد و چین رزمایش ششروزه با آتش واقعی را در امتداد سواحل خود آغاز کرد. همه این اتفاقات در یک هفته رخ دادند؛ نشانهای از ناامنی فزاینده در جهانی که اروپا، شرق آسیا و کشورهای خلیج فارس دیگر نمیتوانند صلح را امری تضمینشده بدانند. گیدئون راچمن تحلیلگر ارشد فایننشالتایمز در این مقاله نوشته: برای من، نقطه عطف درک جهان زمانی بود که کنفرانس امنیتی مونیخ در ۲۰ فوریه ۲۰۲۲ پایان یافت؛ چهار روز پیش از تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین. مقامهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا قاطعانه میگفتند نیروهای ولادیمیر پوتین بهزودی بهسوی کییف حرکت خواهند کرد. اندرو شیرر، رئیس وقت دفتر اطلاعات ملی استرالیا، هنگام صرف شام در مونیخ از گفتوگویش با آنتونی بلینکن، وزیر خارجه وقت آمریکا، گفت. شیرر پس از بررسی نقشههای تهاجم روسیه به بلینکن گفته بود: این جمله، تضاد میان اطمینان از وقوع جنگ و ناباوری نسبت به وقوع آن در اروپای مدرن را نشان میداد. برخی اروپاییها و اوکراینیها همچنان امیدوار بودند تهدید پوتین بلوفی بزرگ باشد یا اطلاعات نادرست از آب درآید. این ناباوری مرا به جملهای منسوب به تروتسکی میاندازد: بیش از چهار سال از آغاز آنچه پوتین «عملیات نظامی ویژه» مینامد گذشته و صحبت از جنگ جهانی سوم دیگر غیرمعمول نیست. دونالد ترامپ در رویارویی تلویزیونی با ولودیمیر زلنسکی در فوریه ۲۰۲۵، رئیسجمهور اوکراین را متهم کرد که با «جنگ جهانی سوم قمار میکند». ترامپ معتقد بود حمایت غرب از اوکراین ممکن است آمریکا را به جنگ با روسیه بکشاند. زلنسکی نیز هشدار داده است که جهان باید انتخاب کند: «پوتین را متوقف کنیم یا آغاز جنگ جهانی سوم را رقم بزنیم.» رهبران اروپایی نیز تهدید روسیه را جدی میگیرند. آلمان پس از تهاجم روسیه از «تسایتنونده»، یعنی نقطه عطف تاریخی، سخن گفت و میلیاردها یورو به بازتسلیح اختصاص داد. مارک روته، دبیرکل ناتو، در سال ۲۰۲۵ هشدار داد: «ما هدف بعدی روسیه هستیم» و باید برای ابعاد جنگی آماده شویم که نسلهای پیشین تجربه کردند. این نگرانی به اروپا محدود نیست. شی جینپینگ درباره خطر گرفتار شدن آمریکا و چین در «تله توسیدید» هشدار داده است؛ نظریهای که میگوید قدرت مسلط جهان ممکن است با قدرت نوظهور رقیب وارد جنگ شود. بااینحال، خود چین نیز به تنشها دامن میزند: ارتش خود را گسترش داده، نیروی دریاییاش از آمریکا بزرگتر شده و فشار بر تایوان را افزایش داده است؛ جزیرهای که پکن تصرف آن با زور را منتفی نمیداند. جنگ جهانی معمولاً دو ویژگی دارد: تاکنون هیچیک از این دو شرط بهطور کامل محقق نشده است. بااینحال، جنگ ترکیبی روسیه علیه حامیان اروپایی اوکراین، شامل خرابکاری، آتشافروزی و ترور، خطر تشدید ناخواسته درگیری را افزایش داده است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، وضعیت را چنین توصیف کرده است: «ما در جنگ نیستیم، اما دیگر در صلح هم نیستیم.» از نگاه برخی، جنگ اوکراین همین حالا ابعاد جهانی پیدا کرده است. حضور نیروهای کره شمالی در کنار روسیه باعث شد زلنسکی آن را «گام نخست بهسوی جنگ جهانی» بنامد. جنگ آمریکا و ایران نیز با درگیری اوکراین تلاقی پیدا کرده است: گفته میشود روسیه به ایران در هدفگیری پایگاههای آمریکا کمک کرده و اوکراین نیز تجربه خود در مقابله با پهپادها را در اختیار کشورهای خلیج فارس گذاشته است. مقامهای امنیتی غرب از روابط نزدیک روسیه، چین، ایران و کره شمالی نگراناند. روسیه و کره شمالی پیمان دفاع متقابل امضا کردهاند و مسکو و پکن از «مشارکت بدون محدودیت» سخن گفتهاند. کمکهای اقتصادی و فنی چین نیز به روسیه برای مقابله با تحریمهای غرب و ادامه جنگ کمک کرده است. این کشورها در مخالفت با نظم امنیتی به رهبری آمریکا اشتراک دارند: روسیه با گسترش ناتو مخالف است، ایران پایگاههای آمریکا را هدف قرار داده، کره شمالی کره جنوبی را تهدید میکند و چین تایوان و بخش بزرگی از دریای چین جنوبی را متعلق به خود میداند. همزمان، شمار جنگها و تلفات افزایش یافته است. جنگ روسیه و اوکراین از جنگ شوروی با آلمان نازی طولانیتر شده است. دولت بریتانیا تلفات روسیه را از آغاز تهاجم یکونیم میلیون کشته و زخمی برآورد میکند. جنگ غزه نیز دهها هزار فلسطینی و هزاران اسرائیلی را کشته است. گروه بینالمللی بحران اخیراً از وجود ۶۵ درگیری فعال در جهان خبر داده؛ بیشترین تعداد از پایان جنگ جهانی دوم. در سودان، جنگ با کشتار غیرنظامیان و آوارگی بیش از ۱۴ میلیون نفر همراه بوده است. یکی از دلایل، تغییر توازن قدرت جهانی است. در سال ۱۹۸۹، کشورهای گروه هفت حدود دوسوم تولید اقتصادی جهان را در اختیار داشتند؛ اما تا سال ۲۰۲۲ سهم آنها از تولید ناخالص داخلی جهانی به حدود ۴۳ درصد رسید. کاهش نسبی قدرت غرب، برای کشورهایی که نظم کنونی را نمیپذیرند فرصت ایجاد کرده است. در آمریکا نیز تجربه جنگهای افغانستان و عراق، احساسات ضدجنگ را تقویت کرد و رؤسایجمهور پیاپی وعده پایان دادن به جنگهای بیپایان را دادند. افزایش جسارت روسیه، ایران و چین پیشینه دارد. روسیه پیش از حمله به اوکراین در سال ۲۰۲۲، در گرجستان مداخله کرده، کریمه را در سال ۲۰۱۴ ضمیمه کرده و در سوریه حضور نظامی یافته بود. چین نیز پایگاههایی در جزایر مصنوعی دریای چین جنوبی ساخته و با فیلیپین درگیر شده است. عامل دیگر، ظهور رهبران اقتدارگرا و ملیگراست که جهان را بر پایه اصل «حق با قدرتمندتر است» میبینند. استیون میلر، معاون رئیس دفتر ترامپ، گفته است که جهان واقعی را «قدرت، زور و توانمندی» اداره میکند. اما کنار گذاشتن اصل منع تصرف سرزمین دیگر کشورها با زور، خطر جنگ را افزایش میدهد. دولت دوم ترامپ نیز با طرح ادعای مالکیت بر گرینلند و اظهارات مکرر درباره تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم آمریکا، نگرانی متحدان را برانگیخته است. برخی رهبران معتقدند قدرتهای بزرگ باید در همسایگی خود حوزه نفوذ داشته باشند و کشورهای کوچکتر سلطه آنها را بپذیرند. اما این نظریه حقوق و منافع همسایگان را نادیده میگیرد. چرا کانادا باید تسلیم ترامپ شود یا تایوان دموکراتیک سلطه چین را بپذیرد؟ افزون بر این، حتی قدرتهای بزرگ نیز بر سر حوزههای نفوذ توافق نخواهند کرد: آمریکا بعید است با تصرف تایوان به دست چین موافقت کند و اتحادیه اروپا بازگشت لهستان یا رومانی به حوزه نفوذ مسکو را نمیپذیرد. از پایان دهه ۱۹۴۰، آمریکا و متحدانش برای جلوگیری از تجاوز به بازدارندگی نظامی تکیه کردهاند: هر متجاوز باید بداند با واکنشی متحد و قاطع روبهرو میشود. این سیاست، با وجود بحرانهایی مانند بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲، به جلوگیری از جنگ مستقیم آمریکا و شوروی کمک کرد. اما ترامپ بارها درباره تعهدات امنیتی آمریکا در قبال متحدانش تردید ایجاد کرده است. آیا واشنگتن در صورت حمله از کشورهای حوزه بالتیک، لهستان، ژاپن یا بریتانیا دفاع خواهد کرد؟ اکنون پاسخ این پرسشها روشن نیست. تاریخ نشان میدهد همین عدمقطعیت میتواند خطرناک باشد. در سال ۱۹۱۴، آلمان تصور میکرد بریتانیا بر سر تضمین بیطرفی بلژیک وارد جنگ نخواهد شد؛ محاسبهای که اشتباه از آب درآمد. در سال ۱۹۳۹ نیز هیتلر گمان کرد بریتانیا و فرانسه پس از تضمین امنیت لهستان عقبنشینی میکنند، اما باز هم اشتباه کرد. امروز شی باید بسنجد که آیا تعهد آمریکا به مخالفت با استفاده از زور علیه تایوان همچنان پابرجاست. پوتین نیز باید درباره ماده پنجم پیمان ناتو، که اعضا را به دفاع از یکدیگر متعهد میکند، تصمیم بگیرد. آیا این تعهدها همچنان خدشهناپذیرند یا به «تکهای کاغذ» تبدیل شدهاند؟ شاید صلح جهان به پاسخ همین پرسشها وابسته باشد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/10/19 - 04:00
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/10/19 - 04:00

نظرات (0)