کارخانهها زیر فشار؛ قیمتها بالا میرود یا استخدام کم میشود؟
📌 بنگاهی که هزینه تولیدش بالا رفته و سفارشهایش کم شده، یعنی از چند جهت زیر فشار است. فشاری که دست آخر به نیروی انسانی هم وارد میشود. یک طرف ماجرا کارخانهای است که برای خرید مواد اولیه باید بیشتر از قبل پول بدهد و تازه معلوم نیست محمولهاش چه زمانی ب...
بنگاهی که هزینه تولیدش بالا رفته و سفارشهایش کم شده، یعنی از چند جهت زیر فشار است. فشاری که دست آخر به نیروی انسانی هم وارد میشود. یک طرف ماجرا کارخانهای است که برای خرید مواد اولیه باید بیشتر از قبل پول بدهد و تازه معلوم نیست محمولهاش چه زمانی به دستش میرسد. طرف دیگر، مشتریای است که دیگر نمیتواند مثل گذشته (مثلا یک سال قبل) خرید کند یا سفارش تازهای بدهد. حالا تولیدکننده مانده و یک حسابوکتاب سخت: اگر قیمت را بالا ببرد، ممکن است مشتریاش را از دست بدهد؛ اگر بالا نبرد، هزینههایش را چطور جبران کند؟ گزارش شهریور ماه اتاق بازرگانی از حال و روز بنگاههای اقتصادی، تصویری شبیه همین را نشان میدهد. نزدیک به یک سال و نیم است که نشانههای بهبود در فعالیت اقتصادی دیده نمیشود. در شهریور هم سفارشهای تازه کم بوده، هم تهیه مواد اولیه دشوار مانده و هم هزینه خرید مواد موردنیاز کارخانهها به بالاترین سطح هفت سال گذشته رسیده است. صادرات هم همچنان حال خوشی ندارد. شامخ پرسشنامهای است که مدیران خرید هزاران بنگاه اقتصادی در سراسر کشور به دست میگیرند و به پرسشهایی درباره وضعیت تولید، سفارشها، قیمتها و استخدام پاسخ میدهند. اعداد این شاخص بین صفر تا صد نوسان میکنند. عدد ۵۰ یعنی اوضاع نسبت به ماه قبل هیچ تغییری نکرده است؛ بالای ۵۰ یعنی بهبود و زیر ۵۰ یعنی پسرفت و رکود. اهمیت شامخ در این است که مثل آمارهای رسمی سالانه با تأخیر طولانی منتشر نمیشود، بلکه بهصورت ماهانه، تصویر عریان و آنی واقعیتهای کف بازار را به ما نشان میدهد. به گزارش زومان، طبق داده های اتاق بازرگانی تهران شاخص موجودی مواد اولیه و لوازم خریداریشده در شهریور به ۳۸.۳ رسیده؛ در بخش صنعت حتی پایینتر و برابر با ۳۶.۷ بوده است. این اعداد به زبان ساده میگویند تهیه مواد موردنیاز تولید، برای بسیاری از بنگاهها آسان نیست. بخشی از مشکل به مسیر رسیدن کالا برمیگردد. وقتی محاصره دریایی هست و ورود کشتیها و پهلوگیری در بنادر دشوار میشود، کرایه حمل بالا میرود یا محمولهای در مسیر میماند، اثر ماجرا خیلی زود به کارخانه میرسد. تولیدکنندهای که منتظر یک قطعه یا ماده اولیه است، نمیتواند صرفاً با یک بخشنامه یا تصمیم اداری، خط تولیدش را راه بیندازد. باید کالا برسد؛ آن هم با قیمتی که بتواند از پسش بربیاید. وضعیت هزینهها در شهریور واقعاً نگرانکننده بوده است. شاخص قیمت خرید مواد اولیه به ۹۳.۳ رسیده؛ یکی از بالاترین سطوح این شاخص در هفت سال گذشته. این در حالی است که تولیدکننده نمیتواند هرقدر هزینههایش بالا رفت، همانقدر روی قیمت محصولش بکشد. مشتری هم حسابوکتاب خودش را دارد. شاخص قیمت محصولات تولیدشده در شهریور ۷۴.۵ بوده؛ یعنی قیمت فروش نیز بالا رفته، اما این بهخودیخود ثابت نمیکند که بنگاه توانسته همه هزینههای تازه را جبران کند. از آن طرف، سفارشهای جدید مشتریان هم همچنان کم بوده است. این شاخص در شهریور به ۴۶.۷ رسید و برای هجدهمین ماه متوالی زیر مرز بهبود ماند. پس تولیدکننده با یک دوراهی روبهروست: مواد اولیه را گرانتر بخرد، کمتر بفروشد و هزینه اش را از جیب بپردازد؛ یا قیمت فروش را بالا ببرد و خطر ازدستدادن مشتری را بپذیرد. دردسر فقط به بازار داخل محدود نیست. صادرات کالا و خدمات در شهریور یکی از ضعیفترین بخشهای گزارش بوده است. شاخص صادرات به ۳۷.۴ رسیده و برای بیستوسومین ماه پیاپی در محدوده انقباضی مانده است. وقتی صادرکننده برای فرستادن کالا با کرایههای سنگینتر، دشواری حملونقل دریایی یا توقف محمولهها روبهرو میشود، هزینه و ریسک فروش خارجی بالا میرود. ممکن است تحویل سفارش عقب بیفتد یا خریدار خارجی برای اینکه کارش روی زمین نماند، سراغ فروشنده دیگری برود. در این میان، اختلال در تجارت فقط صادرات را گرفتار نمیکند؛ ورود مواد اولیه موردنیاز کارخانهها را هم دشوارتر میکند. یعنی بنگاه ممکن است هم در خرید مواد اولیه به مشکل بخورد و هم در فروش محصول نهایی. از اعداد این گزارش نمیشود فهمید هرکدام از این موانع دقیقاً چه سهمی در افت صادرات داشتهاند، اما یک نکته روشن است: فروش خارجی مدتهاست از وضعیت عادی فاصله دارد. بازار کار هم از این شرایط بینصیب نمانده است. شاخص استخدام در شهریور به ۴۴ رسیده و برای شانزدهمین ماه متوالی زیر مرز بهبود قرار گرفته است. این عدد به معنای آن نیست که میتوان تعداد مشخصی از شغلهای ازدسترفته را محاسبه کرد؛ اما میگوید بنگاهها در مجموع تمایل چندانی به افزایش نیروی انسانی ندارند. این اتفاق چندان عجیب نیست. وقتی سفارش تازهای در کار نیست و پول بیشتری باید برای تهیه مواد اولیه کنار گذاشت، استخدام نیروی جدید به تصمیمی پرهزینه تبدیل میشود. بعضی شرکتها ممکن است جذب نیرو را عقب بیندازند و بعضی دیگر از توسعه فعالیتشان صرفنظر کنند. در نتیجه، فرصتهای شغلی هم ممکن است کمتر شود؛ اتفاقی که اگر درآمد خانوارها را تحت فشار بگذارد، میتواند خرید و سفارشهای بازار را باز هم ضعیفتر کند. در گزارش شهریور، بدبینی فعالان اقتصادی به ماه آینده کمی کمتر شده است. با این حال، شاخص انتظارات روی ۴۵.۴ قرار دارد و هنوز از مرز بهبود فاصله دارد. به بیان ساده، بدبینی اندکی کمتر شده، اما نمیشود گفت صاحبان کسبوکار به آینده امیدوار شدهاند. در نهایت بازشدن مسیر تجارت، رسیدن بهموقع مواد اولیه و قابلپیشبینیترشدن شرایط کسبوکار میتواند بخشی از فشار را کم کند. اما تا وقتی تولیدکننده نداند مواد اولیه را با چه هزینهای و چه زمانی تحویل میگیرد و محصولش را به چه کسی میفروشد، تصمیم برای افزایش تولید یا استخدام نیروی تازه همچنان دشوار خواهد بود. به نظر شما، برای راهافتادن دوباره چرخ تولید، اول باید مشکل تأمین مواد اولیه حل شود یا باید قدرت خرید و سفارشهای مشتریان جان بگیرد؟
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/10/13 - 18:00
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/10/13 - 18:00

نظرات (0)