پرسپولیس جدید، یک پروژه بزرگ پس از عصر برانکو

📌 تیمی که سالها به پیروزی عادت کرده بود، در دو فصل گذشته بازنده و آشفته بود. حالا با آغاز فصل تازه و روی کار آمدن مهدی تارتار، این پرسش تکرار میشود که آیا پرسپولیس میتواند دوباره در جلد برنده همیشگی فرو برود؟ اما در پرسپولیس، انتظار همیشه قهرمانی یا...
تیمی که سالها به پیروزی عادت کرده بود، در دو فصل گذشته بازنده و آشفته بود. حالا با آغاز فصل تازه و روی کار آمدن مهدی تارتار، این پرسش تکرار میشود که آیا پرسپولیس میتواند دوباره در جلد برنده همیشگی فرو برود؟ اما در پرسپولیس، انتظار همیشه قهرمانی یا حداقل رقابت بر سر آن است. آیا این سبک میتواند یک مدعی قهرمانی را بسازد؟پاسخ این سوال تا زمانی که نتایج و نمایش پرسپولیس در رقابتهای رسمی و پس از پایان پیش فصل دیده نشود، چیزی جز حدس و گمان و تحلیل نخواهد بود. با این حال نشانههای امیدوارکننده پس از بدبینیهای اولیه مشاهده میشوند. اینکه پرسپولیس با خریدهای جدید توانسته مسیر ساخت یک تیم را پیش بگیرد. آنهایی که به سرمربی تیم پرسپولیس نزدیک هستند یا میخواهند تعریف او را کنند، از او به عنوان یک سرمربی «تیمساز» نام میبرند - شاید تصاویر منتشره از آخرین تمرین پرسپولیس نیز توصیف تصویری این تعریف در رسانه رسمی باشگاه باشد.تمرین عصرگاهی پرسپولیس در ارزروم، این بار بیشتر از آنکه با ضرباهنگ پاسها و دویدنها روایت شود، با نور و سایه جان گرفته است. گزارش تصویری باشگاه، به جای آنکه روی چهرهها مکث کند، بازیکنان را در قابهایی ثبت کرده که هویت فردی در آنها کمرنگ شده و آنچه باقی مانده، حرکت است. حرکتی که از دل غروب آرام ترکیه بیرون میآید و به سمت آغاز یک فصل تازه میرود. در بیشتر عکسها، صورتها دیده نمیشوند. ضدنور، چهرهها را از قاب گرفته اما بدنها هنوز حرف میزنند. از فرم ایستادن، از لحظه ضربه زدن به توپ، از پرش، از تعادل و از دویدن. انگار پرسپولیس عامدانه خواسته نامها را کنار بزند تا چیزی بزرگتر دیده شود؛ خودِ تیم. این شاید همان چیزی باشد که در فضای این روزهای پرسپولیس هم جریان دارد. تیمی که بیش از آنکه به یک ستاره یا یک قاب اختصاصی تکیه کند، در حال ساختن هویتی جمعی است. البته هیچ عکسی نمیتواند درباره کیفیت فنی یا آینده یک تیم حکم صادر کند، اما زبان این تصاویر، زبان «جمع» است، جایی که حتی وقتی یک بازیکن در مرکز کادر قرار میگیرد، باز هم قهرمان اصلی تصویر، حرکت است نه فرد. یکی از قابها بازیکنی را در آستانه ضربه به توپ نشان میدهد؛ لحظهای که بدن پیچیده، پا آماده رها شدن است و نور، جز خطوط کلی اندام چیزی باقی نگذاشته. اینجا نه شماره پیراهن مهم است و نه چهره. همه چیز در همان کسری از ثانیه خلاصه شده؛ لحظهای که فوتبال، پیش از آنکه نتیجه باشد، یک حرکت است. در تصویر دیگری، چند بازیکن در امتداد غروب دیده میشوند؛ یکی در هوا معلق است، دیگری در انتظار توپ و نفر سوم چند قدم آنسوتر ایستاده است. فاصله میان آنها، برخلاف ظاهرش، حس تنهایی ایجاد نمیکند. برعکس، هر کدام بخشی از یک ریتم مشترکاند؛ مثل نتهایی که جدا دیده میشوند اما تنها کنار هم معنا پیدا میکنند. اما پشت این تصویر آرام و منسجم، یک آزمون بزرگ هم وجود دارد. آزمونی که در سالهای گذشته یکی از دغدغههای اصلی درباره تیمهای مهدی تارتار بوده است. تیمهایی که معمولا با نظم، دوندگی و ساختار دفاعی شناخته میشوند، گاهی در مقاطعی از فصل دچار افت میشوند. انگار ریتمی که آنها را جلو برده، برای مدتی از حرکت میایستد. حالا در پرسپولیس، جایی که هدف فقط رقابت نیست و انتظار برای قهرمانی همیشه وجود دارد، حفظ همین انرژی و انسجام تا آخرین روز فصل اهمیت دوچندان دارد. شاید بزرگترین چالش تارتار نه ساختن یک تیم، بلکه زنده نگه داشتن همین تیم در تمام مسیر باشد، اینکه این سایههای متحد در قابهای ارزروم، در روزهای سخت فصل هم همچنان کنار هم حرکت کنند و از فرم تیم برنده خارج نشوند. اورونوف، علیپور، سرگیف، عمری، محمودی، کنعانی و یا چهرههای جدید... محبی، شهرآبادی، لطیفیفر، زارع و... . همه آنها برای خود کسی هستند اما این قابها نه جشن یک گل را روایت میکنند و نه شادی یک ستاره را. آنها بیشتر شبیه مقدمه یک داستاناند؛ داستان تیمی که هنوز در حال شکل گرفتن است و پیش از آنکه با نام افراد شناخته شود، میخواهد با کیفیت جمعیاش شناخته شود.
📡 منبع: ورزش 3
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/01 - 06:01
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/01 - 06:01

نظرات (0)